طلاهاي انگليسي، قلاده هاي طلايي
فيلم قلاه هاي طلا را در جشنواره ديدم. ذكر چند نكته در اين رابطه مفيد به نظر مي رسد:
1. اين فيلم حقيقتا سياسي ترين فيلم تاريخ سينماي ايران است. سبك فيلمنامه نويسي و ارجاعاتش به حوادث واقعي شايد تنها در سينماي سياسي هاليوود مشابه داشته باشد.
2. فيلم در بستر وقايع كاملا حقيقي كه چندان از زمان اتفاق افتادنش نمي گذرد، روي مي دهد. تصور كنيد شما به تماشاي فيلمي مي نشينيد كه داستاني جاسوسي - جنايي دارد و در عين حال صحنه هايي از مناظره احمدي نژاد - موسوي، قتل ندا آقاسلطان و اظهارنظر همسر و دختر آقاي هاشمي را در آن مي بينيد و بخش هايي از نمازجمعه ي 29 خرداد را مي شنويد و كل اين ماجرا نه تنها به فيلم ضربه نمي زند بلكه فضاي فيلم ا كاملا باورپذير مي كند.
3. بعضي از ارجاعات سياسي فيلم آن قدر ريز هستند كه قطعا براي مردم عادي قابل درك نخواهند بود. ارجاعاتي مثل "كت پوزيسيون، شلوار اپوزيسيون" يا "درخت اصلاحات خون مي خواهد" را چند درصد مردم متوجه مي شوند؟ يا مثلا چه تعداد از بينندگان اين فيلم مي دانند گوينده ي جمله ي "اگه تقلب شد، مردم بريزن تو خيابونا" همسر آقاي هاشمي است؟ يا حواس چه تعداد از تماشاگران آنقدر جمع هست كه وقتي شخصيت منفي فيلم دارد به طور غير مستقيم در مورد قتل ندا صحبت مي كند به صفحه ي تلويزيوني كه دارد اين صحنه را در پس زمينه پخش مي كند توجه كنند؟
4. بعضي صحنه هاي اين فيلم بسيار تاثيرگذار از كار درآمده اند. دقايقي از فيلم كه حمله به پايگاه بسيج را نشان مي دهند از اين دسته اند.
5. جلوه هاي ميداني فيلم عالي هستند. به ويژه اينكه صحنه هاي تظاهرات در روز روشن و در خيابان هاي اصلي تهران با نمادهاي فتنه ي سبز فيلمبرداري شده اند.
6. روايت و ضرباهنگ فيلم به خصوص در دو سوم ابتدايي بسيار تند و نفس گير است. اگرچه به نظر مي رسد فيلم در يك سوم پاياني دچار قدري آشفتگي مي شود. گذشته از اين، انگيزه ي فرد جاسوس براي خيانت چندان قابل قبول و اقناع كننده نمي رسد.
7. يكي دو تا از شخصيت هاي فيلم اصلا قابل قبول نيستند. به خصوص مردي كه تمايلات همجنسگرايانه دارد.
با همه ي اين اوصاف بايد يك احسنت درست و حسابي به آقاي طالبي براي اين فيلم گفت. اگرچه احسنت حقيقي را از كس ديگري خواهند شنيد همان طور كه در عنوان بندي، خودشان اين فيلم را "پيشكشي به ساحت مقدس حضرت زهرا (س) به اميد گوشه چشمي" دانسته اند.
پي نوشت 1: اميدوارم اين فيلم در همين ايام انتخابات به نمايش عمومي در بيايد.
پي نوشت 2: فتنه ي 88 حتي در سينما هم رويش هايي داشته است.


برگزيده ي نخستين جشنواره ي لبخند ايراني در بخش داستان نويسي (ارديبهشت 88)