احمدی نژاد، قهرمان یا ضدقهرمان؟
در حالی که چند ماهی از پایان دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد می گذرد، هنوز بدنه جریان اصولگرایی قضاوت واحدی در مورد کارنامه ایشان ندارد. بخشی از این بدنه ی اجتماعی عملکرد احمدی نژاد در سال های انتهایی ریاست جمهوریش را بسیار ضعیف و عامل اصلی رویگردانی مردم از اصولگرایان می دانند و در مقابل بخشی دیگر او را یک اسطوره می دانند که در سال های پایانی ریاست جمهوریش ناجوانمردانه مورد حمله دیگر اصولگرایان قرار گرفت و همین جوسازی ها باعث کاهش اعتماد مردم به اصولگرایان شد.
اینکه کدام یک از این دو نظر به واقعیت نزدیکتر است سوالی است که برای پاسخ دادن به آن نیاز است ابتدا به آخرین دیدار امام خامنه ای با هیئت دولت آقای احمدی نژاد در تاریخ 23 تیرماه 1392 توجه کنیم. ایشان در این دیدار می فرمایند: " همهى كسانى كه ميخواهند دربارهى دولت ها، دربارهى كابينهها، دربارهى رؤساى جمهور قضاوت كنند - چه پيش خودشان، چه در منظر عموم - و نظرى بدهند، خوب است به اين نكته هم توجه كنند: حجم كار بالا و تلاش خستگىناپذير و اعراض از آسايشها و آسودگىها و امتيازاتى كه معمولاً مسئولان كشورها در دنيا دارند؛ استراحت مي كنند، تفريح مي روند، امتياز مي گيرند؛ اينها را نخواستن، نديدن، طلب نكردن، امتياز بزرگى است كه اين دولت بحمدالله از اين امتياز برخوردار بود." ایشان در مقاطع مختلف به نقاط قوت دولت های نهم و دهم به صورت صریح اشاره کرده اند:" برجسته شدن ارزشها و شعارهای انقلاب اسلامی (6/6/85 و 4/6/86 و 8/6/89 و ...)، طرح شعار دولت اسلامی (8/6/84)، طرح شعار عدالتمحوری (8/6/84)، دیپلماسی همراه با روحیه انقلابی (21/8/85 و 3/6/91)، اعاده عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه (3/6/87 و 4/6/86 و ...)، ارتقاء جايگاه كشور در عرصه سياست خارجى(3/6/91)، دفاع از حقوق هستهای ملت ایران در برابر زورگویی غرب (3/6/87)، راهاندازی به موقع پروژه غنیسازی اورانیوم ۲۰ درصد(1/1/92)، پايبندىِ بىاغماض به اصول در كارها (8/6/89)، با مردم و از ميان مردم بودن (3/6/87)، مواجه شدن با واقعيتهاى زندگى مردم در سفرهای استانی (13/10/86)، سادهزيستى آقای رئیس جمهور (3/6/87)، توقف روند غربباورى و غربزدگى دولتهای قبلی (3/6/87)، جلوگيری از گرايشهاى سكولاريستى در دولت (3/6/87)، تلاش جمعی و فوقالعاده در دولت (3/6/91)، استفاده از ظرفيتهای بيرون دولت (3/6/91)، اجرای گسترده كارهای عمرانی خصوصاً در مناطق محروم (3/6/91)، پيشرفتهاى وسيع در علم و فناورى (29/3/85 و 3/6/91)، پركارى، پشتكار و خستگیناپذيری (18/6/88 و 3/6/91 و ...)، جرأت تحولآفرينی و مقابله با مشكلات (4/6/86 و 3/6/87)، شجاعت اقدام برای كارهای بزرگ (9/4/86)، جرأت مقابله با فساد (8/6/84 و 3/6/87)، انجام طرحهای خوب اقتصادی (6/6/85)، وابسته نبودن به گروهها و جريانات (6/6/85)، سعه صدر و تحمل مخالف (6/6/85)، اجرای طرح تحول اقتصادی (3/6/87 و 1/1/91) و شجاعت و قاطعیت در سهميهبندی بنزين(4/6/86 و 3/5/91)"
بدیهی است که چنین سخنانی نمره قبولی حضرت آقا به دولت احمدی نژاد با همه ضعف ها و کاستی هایش است و وقتی امام خامنه ای به عنوان مطلع ترین و کارشناس ترین فرد جامعه به چنین تحلیلی در مورد دولت نهم و دهم می رسد، مردود دانستن احمدی نژاد در آزمون ریاست جمهوری نسبتی با واقعیت ندارد. از طرف دیگر از این نکته هم نمی توان گذشت که هر نمره قبولی، بیست نیست. دانش آموز باهوشی که می توانسته 20 بگیرد اما با بازیگوشی به 15 رضایت داده است شایسته سرزنش و شماتت است نه اسطوره پردازی و قهرمان پروری! امام خامنه ای در مقاطع مختلف به نقاط ضعف دولت های نهم و دهم نیز اشاره کرده اند: "مظلوميت فرهنگ در دولت نهم (4/6/86)، اولویتبندی نكردن فعالیتهای فرهنگی (8/6/89 و 6/6/90)، كارهاى تشريفاتى و ويترينى زمينههاى فرهنگى (8/6/89)، بر زمين ماندن بخش عمدهای از اصل ۴۴ (18/6/88)، اجرايی نكردن مصوبه يارانه توليد در طرح تحول اقتصادی (6/6/90)، علاج نكردن تعطيلی برخی كارخانجات و صنايع (3/6/91)، ضعف در اولويت بندی كارها (6/6/90)، علاج نكردن تورم (3/6/91)، مديريت نادرست منابع ارزی (3/6/91)، ارتباط كم با نخبگان حوزه و دانشگاه (6/6/90)، ضعف در مدیریت واردات (6/6/90)، پرداختن به حواشی (6/6/90)، نبود اهتمام ویژه به مسئله اشتغالزايی و بهرهوری (8/6/89)، موضعگیریها و اطلاعرسانی متناقض درون دولت (8/6/89)، بهانه دادن به جنجال آفرينان (3/6/87)، وعدههای عملی نشده و دامن زدن به توقعات مردم (6/6/85 و 6/6/90 و 3/6/91)، موازیكاری در مدیریتهای دولتی (8/6/89)، برخی بیتدبیریها در برابر تحریمها (19/7/91)، كشاندن اختلافات میان مردم (10/8/91)، تصميمهاى خلقالساعه و تغییر مقررات (3/5/91)، فقدان مبارزه عملی با فساد اقتصادی (28/11/91) و متهم كردن دیگران به استناد اتهام ثابت نشده(29/3/88 و 28/11/91) "
با مروری بر این مواضع می توان دریافت که هم آنهایی که عملکرد احمدی نژاد را تنها دلیل شکست اصولگرایان می دانند یک طرفه به قاضی می روند و هم آنهایی که در این روزهای روحانی، دچار نوستالژی احمدی نژادی شده اند و مدام از مردی سخن می گویند که قهرمان بوده است و حالا رفته است، ره به خطا می برند. واقعیت آن است که احمدی نژاد، سیاستمداری بود که از نظام اسلامی نمره قبولی گرفت اما نکات منفی قابل توجهی هم داشت که نباید فراموش شود. از خاطر بردن نقاط ضعف احمدی نژاد نه کمکی به جریان اصولگرایی می کند و نه واقعیت حضور آقای روحانی را بر مسند ریاست جمهوری تغییر می دهد. احمدی نژاد نه معجزه هزاره سوم بود نه تنها عامل شکست اصولگرایان. او نه یک اسطوره بود و نه بخشی از جریان انحرافی. نه قرار است به انتقام ضعف هایش نقاط قوتش را فراموش کنیم و نه بناست در این دوران دولت یازدهم با نادیده گرفتن نقاط ضعفش، از او اسطوره سازی کنیم و خیالمان را به خاطرات خوش 84 تا 92 خوش کنیم. احمدی نژاد نه آن قدر بی عیب و نقص بود که قهرمان روزگار ما باشد و نه آن قدر بی خیر و برکت که ضدقهرمان دوران ما باشد. قضاوت احساسی در مورد او همان قدر مردود است که نوستالژی بازی در آوردن با خاطرات دوران احمدی نژاد. آنچه مهم است تحلیل ضعف ها و قوت های او برای استفاده در فرصت های آینده است وگرنه چسبیدن متعصبانه به گذشته نه نفعی برای اسلام و انقلاب دارد و نه اقبالی از سوی مردم خواهد دید.
پی نوشت : منبع نقاط قوت و نقاط ضعف دولت های نهم و دهم، سایت Khamenei.ir می باشد.
برگزيده ي نخستين جشنواره ي لبخند ايراني در بخش داستان نويسي (ارديبهشت 88)