پرسش اصلی

تنها یک پرسش اصلی در جهان وجود دارد. همه چیز به این پرسش بستگی دارد. بقیه ی پرسش ها یا اصلی نیستند یا شدیدا وابسته به این سوالند. این پرسش آن چنان بنیادین است که همه ی تاریخ بشریت را مسحور خود کرده است. شاید بشود گفت همه ی ما به این دنیا می آییم تا معلوم شود به این سوال چگونه جواب می دهیم. پرسش های رگباری بعدی، درست بعد از جواب دادن به این سوال است که از راه می رسند. مرگ و معاد و قبر و قیامت و دین و نبوت و اخلاق و حقیقت و انسان و جامعه و پول و سیاست و زور و حکومت و ... همگی فقط وقتی پیدایشان می شود که اول تکلیفتان را با این سوال مشخص کرده باشید. تنها یک پرسش اصلی وجود دارد و آن این است: آیا خدا واقعا وجود دارد؟

 

پی نوشت: شاید عجیب به نظر برسد اما حتی انتخاب کاندیدای مورد نظر هم نهایتا به همین سوال مربوط می شود! 

 

دغدغه

1. آدم های دنیا دو دسته اند: آن هایی که دغدغه دارند و آن هایی که آدم نیستند!

دسته دوم سیاهی لشکرند، عوام الناسند، آن گوشه کنارها به دنیا می آیند، می خورند، می خوابند، دور خودشان می پلکند، توی زندگی تکراریشان می لولند، پیر می شوند و می میرند و تمام. این ها همیشه در حاشیه اند، همیشه مشغول زندگی تکراری بی دغدغه ی خودشانند. همیشه در مرداب ساکن زندگیشان دست و پا می زنند و از این دست و پا زدن لذت می برند.

دسته ی اول اما اهل دغدغه اند، اهل آرمانند، اهل فکر کردن به ماورای روزمرگیند. این ماورا می تواند هر چیزی باشد. چیزی که خواب و خوراک را از آن ها می گیرد، انرژیشان را، انگیزه شان را، امیدشان را چند برابر می کند. چیزی که معنی زندگیشان را تغییر می دهد، چیزی که اصلا با آن تعریف می شوند، چیزی که به آن معروف می شوند. چیزی که حاضرند برایش هزینه کنند، خطر کنند، ایثار کنند. چیزی که با آن مسیر زندگی آدم های دسته ی دوم را تغییر می دهند، مسیر تاریخ را، سرنوشت بشریت را، تقدیر نسل ها را دگرگون می کنند. این آدم های دسته ی اول طیفی از خیر مطلق تا شر مطلق را تشکیل می دهند. صف آرایی حق و باطل از آغاز بین این دو سر طیف بوده است بین آن هایی که دغدغه ی الهی داشته اند با آن هایی که این دغدغه را نداشته اند. آگر انسان بی دغدغه انسان نیست. انسان با دغدغه ی غیرالهی حتی حیوان هم نیست.

2. انتخاب کردن کار سختی است. اصلا سخت ترین کار دنیا انتخاب کردن است. چون شما تنها وقتی می توانی بین دو چیز، بهترین را انتخاب کنی که نسبت به هر دو چیز شناخت پیدا کنی. شناخت پیدا کردن هم کار سختی است چون شما تنها وقتی می توانی در مورد چیزی به شناخت صحیح برسی که نسبت به کیفیت آن چیز اشراف داشته باشی.

3. آدم ها موجودات پیچیده ای هستند. به خصوص وقتی که حواسشان هست پیچیده باشند، وقتی حواسشان هست خودشان را لو ندهند، رو بازی نکنند، وقتی حواسشان هست پشت نقاب های رنگارنگ پنهان شوند. بنابراین انتخاب بهترین نفر از بین چند نفر برای یک کار بسیار مهم وقتی همه ی آن افراد حواسشان هست که خوب جلوه کنند حقیقتا کار مشکلی است!

تا انتخابات ریاست جمهوری کمتر از دو ماه دیگر مانده است. فرد اصلح کیست؟ شاید باید برویم سراغ دغدغه ی اصلی هر کدامشان. آدم ها ان چیزی هستند که دغدغه اش را دارند!