رقصیدن در تنگه احد
نتایج نهایی انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری بالاخره اعلام شد. در این مورد توجه به چند نکته مفید به نظر می رسد:
1. در حالی چهار سال از اتهام تقلب به نظام اسلامی می گذرد که امروز مشارکت 72.7 درصدی مردم و حضور سلایق و گروه های مختلف، در انتخاباتی که توسط همان شورای نگهبان و همان دولت با همان ساز و کار انتخاباتی برگزار شده است ثابت کرد "تقلب" یک دروغ بزرگ بود . ای دریغ که در این میانه کمتر کسی پیدا می شود که به گناه بزرگ گذشته اش اعتراف کند. فراموشی، صفت روزگار و مردمانش است اما آیا خدا هم آنچه در گذشته انجام شده است را فراموش می کند؟!
2. به شوق غنائم دویدن در میدان نبرد سابقه ای دیرینه دارد، از جنگ احد تا این روزهای اصولگرایان. آنها که تنگه را رها کردند و پرشتاب خودشان را به صحنه رساندند و هر چه دیگران انذار و هشدار دادند صحنه را خالی نکردند از جمله ی مسئولین وضعیت موجودند. غرور و تکبر و خود منجی بینی بعضی از دوستان چنان امر را بر ایشان مشتبه کرده بود که خطر رقیب نزدیک را دور دیدند و شد آنچه نباید می شد.
3. چه دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم از نظر جامعه محمود احمدی نژاد نماد اصولگرایی است. اشتباهات متعدد او به ویژه در چهار سال گذشته از چشم تیز بین ملت دور نماند. "نه" به اصولگرایان در انتخابات، تا حد زیادی "نه" به احمدی نژاد و اطرافیان و عملکردش بود.
4. قطعا "رییس جمهور منتخب، رییس جمهور همه ی ملت است". اما بیشتر از هر کسی خود ایشان باید این گزاره را باور داشته باشد که اگر چنین باشد حتما از افراط و تفریط و باندبازی و قبیله گرایی جناحی خبری نخواهد بود و قوه ی مجریه به باند فرود فتنه گران فراری تبدیل نخواهد شد.
پی نوشت 1: اگر همین وزارت کشور و همین شورای نگهبان پس از شمارش دقیق، آرای نفر اول را به جای 50.7 درصد، 49.7 درصد اعلام می کردند کسی از دوستان اصلاح طلب نتیجه انتخابات را می پذیرفت؟ یا آن جناب بزرگوار این انتخابات را دمکرات ترین انتخابات دنیا می نامید؟
پی نوشت 2: در اردوگاه اصولگرایان بعضی ها هم نتیجه را باختند و هم اخلاق اصولگرایی را.
پی نوشت 3: کار بعضی ها در این کشور رقصیدن است، کار بعضی دیگر خون دل خوردن. کار بعضی ها در این کشور فحش دادن است، کار بعضی دیگر فحش خوردن. کار بعضی ها در این کشور آتش زدن است کار بعضی دیگر آب شدن. کار بعضی ها در این کشور ... اصلا ولش کن یک نفر به من جواب بدهد چرا همیشه قسمت دوم ماجرا نصیب ما می شود؟!
برگزيده ي نخستين جشنواره ي لبخند ايراني در بخش داستان نويسي (ارديبهشت 88)