هزارتوي دروغ ها
در دروغ هميشه تناقضي هست. يعني دروغ سعي مي كند چيزي باشد كه نيست يا چيزي نباشد كه هست. همين تناقض و عدم تعادل است كه باعث مي شود يك دروغ دير يا زود لو برود و آن چيزي كه حقيقت دارد ديده شود. مدت زمان زندگي دروغ ها متفاوت است، بعضي ها زود لو مي روند يعني تا گفته مي شوند معلوم مي شود كه با حقيقت هيچ وابستگي فاميلي ندارند. دسته ي ديگر آن هايي هستند كه ماهرانه تر گفته مي شوند و طول عمر بيشتري دارند. اين دروغ ها بسته به ارزش حقيقتي كه قرباني كرده اند، ضررهاي متفاوتي دارند.
از قوانين اين دنيا يكي اش اين است كه هميشه ماه پشت ابر نمي ماند، يعني هيچ وقت هيچكس نمي تواند براي هميشه دروغ بگويد ولي يكي از راه هاي طولاني كردن عمر يك دروغ اين است كه دروغگوها درمورد دروغ نگفتن خودشان مدام دروغ بگويند و با كلي قسم و آيه سعي كنند به ديگران ثابت كنند، آنهايي كه واقعا راستگو هستند، دروغگويان واقعي هستند. اين طور مي شود كه همه چيز به هم مي ريزد و فضا مه آلود مي شود و آدم در هزارتوي دروغ ها گم مي شود.
آدمي كه در يك هزارتو گير كرده است اگر فقط چند متر از ديوارهاي اطرافش ارتفاع بگيرد و بالا بيايد خيلي راحت راه هاي انحرافي و بن بست ها و بيراهه ها را تشخيص مي دهد و اين همان كاري است كه بصيرت انجام مي دهد. بصيرت فرزند حلال زاده ي ايمان حقيقي و تفكر پوياست.
در سال 88 ملت ايران وارد هزارتوي دروغ ها شد. عده اي كه فرزند بصيرتشان زودتر به دنيا آمده بود و حالا براي خودش جوان برومندي شده بود خيلي قبل تر از آنكه فيلم فتنه كليد بخورد، سكانس پاياني را حدس زدند و هشدار دادند. براي عده اي از مردم اين تولد در ايام انتخابات اتفاق افتاد، براي عده اي ديگر در نماز جمعه ي 29 خرداد، براي تعدادي روز قدس، براي افرادي 13 آبان، براي كساني 16 آذر و عاقبت براي بخشي از مردم روز عاشورا. روز 9 دي اكثريت قاطع ملت از دل اين هزارتو بيرون آمدند و 22 بهمن روز جشن اين رهايي بود.
متاسفانه هنوز بخش كوچكي از مردم در بين ديوارهايي كه آجرهايش ساخته ي آمريكا و اسرائيل و انگليس است گير افتاده اند و مدام به در و ديوار مي كوبند و از اين بيراهه وارد آن بن بست مي شوند و اين كار را با شور و حرارت ادامه مي دهند و خيال هم مي كنند كه در حال مبارزه اند. افسوس كه ممكن است آدم وارد هزارتويي شود و ديگر هيچ وقت از آن خارج نشود!
*بازتاب اين مطلب در خبرگزاري برنا

برگزيده ي نخستين جشنواره ي لبخند ايراني در بخش داستان نويسي (ارديبهشت 88)