شب بسيجي ها در "هفت"

برنامه ي هفت ديشب قدري با "هفت" هاي  هفته هاي گذشته متفاوت بود. از يك طرف ابوالقاسم طالبي، كارگردان و نويسنده ي سياسي ترين فيلم سينماي ايران ميهمان نقد مسعود فراستي بود و از طرف ديگر دكتر كوشكي با جيراني و معلم در مورد فضاي امروز سينماي ايران به بحث و بررسي پرداخت. ذكر چند نكته در مورد برنامه ي ديشب مفيد به نظر مي رسد:

1. تجربه ي نشستن پاي نقدهاي سختگيرانه ي فراستي ثابت مي كند، فراستي منتقدي نيست كه به راحتي از فيلمي خوشش بيايد و از آن تعريف بكند. هر كارگرداني كه بتواند چنين منتقد بي رحمي را به وجد بياورد، حتما كارش را خوب انجام داده است. تحسين ديشب فراستي از قلاده هاي طلا، مويد همان احساسي بود كه هنگام ديدن فيلم در سينما داشتيم: اين فيلم، فيلم خوبي است، آقاي طالبي دمت گرم!

2. فارغ از بحث فني، چيزي كه نقد ديشب قلاده هاي طلا را لذت بخش مي كرد حضور كارگردان شوخ طبع، صريح و باهوشي بود كه به صراحت خودش را بسيجي مي ناميد و از امام و حضرت آقا نام مي برد. داشتن كارگرداني در سينماي امروز كه بگويد "اگر نتوانم دينم را به شهيدان ادا كنم پس گور باباي برادران لومير و سينمايشان!" واقعا غنيمت است. وجود هنرمندي كه "مسئله" ي اين انقلاب را داشته باشد، دغدغه ي اين نظام را داشته باشد و در عين حال بسيار هنرمندانه و زيركانه كار كند واقعا كيمياست.

3. نگاه هنري به مسائل روز جامعه ظرافت هاي خاص خودش و صد البته دردسرهاي خاص خودش را دارد. حتي ابوالقاسم طالبي بسيجي هم براي ساختن چنين فيلمي با مخالفت برخي كارشناسان اطلاعاتي روبرو مي شود. نه آن كارشناسان اطلاعاتي قصد بدي دارند، نه طالبي نيت سوئي دارد. مشكل در عدم وجود نگاه هنري و درك سينمايي در بعضي سطوح مديريتي است. آمريكايي ها حداقل در اين مورد از ما جلوترند. سريال پر كششي مثل 24، قهرماني مثل جك باور در CTU دارد كه نماد يك اسطوره ي آمريكايي است، اما همين قهرمان در رفتار و زندگي خود نقص ها و اشكالاتي دارد و دقيقا به همين خاطر است كه نزديك و ملموس جلوه مي كند. از طرف ديگر در همه ي فصل هاي اين سريال علاوه بر دشمن خارجي، جاسوسي ضدآمريكايي از درون به كارها ضربه مي زند. آنچه در انتهاي سريال در ذهن مي ماند نه جاسوس خائن كه قهرمان آمريكايي است. نشان دادن يك جاسوس در سطوح مياني وزارت اطلاعات كه با همكاري افراد رده پايين و رده بالاي وزارت دستگير مي شود، نه تنها نقصي به تصوير سربازان گمنام امام زمان وارد نمي كند بلكه قهرمان بودن و پاك بودن اكثريت اين عزيزان را در ذهن حك مي كند.

4. به محض اينكه يك فرد ارزشي به انتقاد از فضاي سينماي ايران مي پردازد موج تهمت ها و افتراها شروع مي شود. ترجيع بند تمام اين تهمت هاي طلبكارانه اين است كه: "شما سينما را نمي فهميد". تسلط دكتر كوشكي به فيلم هاي سينمايي و مباحث مربوط به سينما، مهر باطلي بود بر اين نظريه تا دوستان ظاهرا روشنفكر بدانند نيروهاي ارزشي و ولايتمداري هستند كه مي توانند در فضاي سينما و با زبان سينما به نقد تفكر و آثارشان بنشينند و حرفي براي گفتن داشته باشند.

5. واقعيت اين است كه اكثريت هنرمندان سينمايي ايران، از طيف فكري خاصي هستند كه در اين سال ها هميشه از موضع طلبكارانه با منتقدان ارزشي خود روبرو شده اند. كساني كه از بودجه ي دولتي فيلم ساخته اند  اما هميشه "سينماي دولتي"، "سينماي حكومتي، "سينماي سفارشي" و ... را محكوم كرده اند. بحث ديشب دكتر كوشكي با آقاي معلم حداقل اين ويژگي را داشت كه جاي طلبكار و بدهكار را عوض كند تا معلوم شود چه كساني كم كاري كرده اند و با بودجه بيت المال محيط فكري خود را كه غالبا "ونك به بالا" است بازتوليد كرده اند و چه كساني از پرده هاي سينما حذف شده اند و داستان هايشان هرگز روايت نشده است. بحث ديشب حداقل اين فايده را داشت كه ثابت كند اين سينما خيلي بدهكارتر از اين حرف هاست كه مدام ژست مظلومانه بگيرد و داد و فرياد راه بيندازد.


ديشب شب بسيجي ها بود در هفت! مدت ها پيش نوشته بودم " سينماي ايران خرمشهر در اشغالي است كه جهان آرا ندارد" با ظهور افرادي مثل آقاي طالبي و شيخ طادي و كوشكي و... انشاالله "عمليات بيت المقدس" در راه است!

بازتاب این مطلب در سایت حریم یاس

بازتاب این مطلب در سایت یالثارات

 


دهه ي بزرگداشت امام هادي (ع) در فضاي مجازي

در اين نكته شكي نيست كه امامان معصوم ما در هر عصر و زماني كه بوده اند، در نهايت مظلوميت زندگي كرده اند و عاقبت هم به دست ظالمان روزگار خود شهيد شده اند. در اين ميان اما مظلوميت سه امام نهم، دهم و يازدهم از جنس ديگري است. اين سه امام بزرگوار آنچنان در بين شيعيان خود ناشناخته و گمنامند كه دل هر شيعه ي مخلصي از غم غربت اين سه بزرگوار به درد مي آيد. در بين همين سه امام، امام جواد (ع) به واسطه ي ابن الرضا (ع) بودن و امام حسن عسگري (ع) به خاطر اباالمهدي بودن وضعيت بهتري دارند. اما هزار افسوس از مظلوميت امام هادي بزرگوار!

شايد همين غفلت ما در پرداختن به امام هادي (ع) اين جرات را به عده اي انسان نما براي جسارت به حضرت امام علي النقي (ع) و به سخره گرفتن ايشان در فضاي مجازي و به خصوص فيسبوك داده است. 

موج جديدي كه تحت عنوان دهه ي بزرگداشت امام هادي (ع) در بين ولايتمداران و شيعيان مخلص فضاي مجازي به راه افتاده است، فرصت خوبي است كه اندكي از شرمندگي غربت اين امام عزيز به در آييم.

 


بیچاره

بیچاره "دری" که شرمنده ی مادر شد

بیچاره "سالی" که تلخ ترین سال تاریخ شد

بیچاره "مدینه ای" که عاقبتش شبیه کوفه شد

بیچاره "خورشیدی" که در تشییع جنازه غایب بود

بیچاره "زمینی" که خیس از اشک های علی شد 

بیچاره "مظلومی" که تنهای تنهای تنها شد

بیچاره "شیعه ای" که به دنبال قبر شما ...

 

خرده روایت های عاشقی 4

سال ۷۳ شبی خواب دید امام خامنه ای ورقه هایی در دست دارد و در حالی که آنها را می خواند، گریه می کند. در همین حال کسی به حضرت اقا می گوید این ها خاطرات یک جانباز ۷۰ درصد است که ۸۰ ماه در جبهه ها بوده و باز می گوید که در جنگ کاری نکرده است. سید نورالدین از خواب پرید. خواب عجیبی دیده بود.

کتاب خاطراتش که چاپ شد خوابش هم تعبیر شد. حضرت آقا کتاب را خوانده بود و در حاشیه اش نوشته بود: "ساعات خوش و باصفایی را در مقاطع پیش از خواب با خواندن این کتاب گذراندم و الحمدلله ۲۰/۱۰/۹۰ "

پی نوشت: خواندن کتاب نورالدین پسر ایران، خاطرات سید نورالدین عافی نوشته ی خانم معصومه سپهری را به همه ی عزیزان پیشنهاد می کنم.

خرده روایت های عاشقی 3

خواب دیده بود نشسته است توی مسجد النبی و دارد با عده ای بحث می کند. توی خواب وهابی ها به سرش شلیک کرده بودند و خونش پاشیده بود به دیوار مسجد النبی. فردا ظهر بعد از نماز تکیه داده بود به دیوار مسجد دانشگاه که دو نفر از دانشجوها آمدندسراغش تا در مورد ولایت فقیه باهاش بحث کنند. هر دو نفرشان را می شناخت اهل نمازجماعت و مسجد بودند ولی توی ایام فتنه زده بودند جاده خاکی!

خرده روایت های عاشقی 2

نزدیک اذان صبح از خواب بلند شد. خواب عجیبی دیده بود. خواب دیده بود رفته است زیارت خانه ی خدا و دارد طواف می کند. مانده بود تعبیر خواب چیست. وضو گرفت و نماز خواند و دوباره خوابید. صبح با پیامک دوستش از خواب بیدار شد: " آقا داره میاد فتح المبین". دو ساعت بعد خودش را رساند منطقه ی فتح المبین پای سخنرانی حضرت آقا!

خرده روایت های عاشقی 1

خانم میانسالی نشسته بود کنار در ورودی رواق و با صدای بلند گریه می کرد. خادم ها مانده بودند چه کنند. گریه اش از ته دل بود و دل هر کسی که ایستاده بود آنجا را می لرزاند. دیر رسیده بود. رواق امام خمینی پر شده بود. درها را بسته بودند و سخنرانی آقا هم شروع شده بود!

 

 

 

حاشیه های سخنرانی امام خامنه ای، اول فروردین 1391

امسال هم مثل چند سال گذشته، مشهد مقدس در روز اول سال جدید میزبان امام خامنه ای عزیز بود. آنچه می خوانید حاشیه های مراسم سخنرانی ایشان در اولین روز سال ۱۳۹۱ است:

* جمعیتی که برای حضور در مراسم در صحن کوثر و صحن جامع رضوی در صف ایستاده بودند نسبت به سال های گذشته چند برابر بود. به طوری که تقریبا یک ساعت و نیم قبل از شروع مراسم ظرفیت رواق امام خمینی (محل برگزاری سخنرانی) کاملا پر شده بود.

* تعداد کسانی که در صحن کوثر در صف ایستاده بودند به حدی زیاد بود و صف چنان در صحن پیچ و تاب خورده بود که ابتدا و انتهای صف به سختی قابل تشخیص بود و تازه واردان را برای در صف ایستادن به زحمت می انداخت.

* امسال برخلاف سال های گذشته، مشتاقان می بایست کفش های خود را هم به امانات می سپردند که با توجه به تعداد بسیار زیاد علاقمندان، ازدحام بسیار زیادی در مقابل غرفه های مربوطه ایجاد شده بود . این در حالی بود که این غرفه ها به هیچ وجه پاسخگوی تعداد علاقمندان نبود و بسیاری از مشتاقان ناچار بودند کفش های خود را در قسمت هایی از صحن رها کنند.

* امسال برای اولین بار زیرزمین رواق امام خمینی نیز میزبان علاقمندان بود و کسانی که موفق نمی شدند وارد رواق شوند از طریق نمایشگرهای بزرگی که در زیرزمین تعبیه شده بود سخنان حضرت آقا را می دیدند.

* در تمام صحن های حرم نیز این نمایشگرها قرار داده شده بودند. نکته ی جالب این بود که علیرغم سرمای شدید هوا جمعیت بسیار زیادی از حدود یک ساعت قبل از شروع سخنرانی در فضای آزاد منتظر شروع سخنرانی نشسته بودند.

* پس از تشریف فرمایی امام خامنه ای علاوه بر مردم درون رواق، کسانی که در صحن های مختلف نشسته بودند نیز ایستادند و شروع به شعار دادن کردند. جمعیت بسیار زیادی که در صحن جامع رضوی از طریق نمایشگرها ورود امام خامنه ای را می دیدند یکصدا و با شور و حرارت خاصی عاشقانه شعار می دادند و تا شروع سخنان آیت الله طبسی به این شعارهای حماسی ادامه دادند. این روند در زمان فرستادن تکبیر نیز ادامه داشت.

* حضور برخی از شخصیت های نظام از جمله آیت الله مهدوی کنی، آیت الله خاتمی، حداد عادل، قالیباف و ... در بین میهمانان جالب توجه بود.

* آن قسمتی از صحبت های امام خامنه ای که مربوط به واکنش متقابل ایران در همان سطح حمله ی آمریکا و اسراییل بود با تکبیرهای به شدت حماسی و پرشور مردم روبرو شد و در ادامه شعارهای مرگ بر آمریکا در تمام فضای صحن ها و رواق های حرم مطهر طنین انداز شد.

* برای بسیاری از کسانی که موفق نشدند وارد رواق شوند این سوال ایجاد شده بود که با توجه به تعداد کثیر مشتاقان چرا این دیدار در صحن جامع رضوی به جای رواق امام خمینی برگزار نمی شود.

* بسیاری از کسانی که در رواق یا صحن های مختلف به فرمایشات رهبری گوش می کردند به شدت تحت تاثیر صحبت های ایشان قرار گرفته بودند و در مدت سخنرانی ایشان سکوت جالب توجهی در فضای حرم حاکم بود.

* پس از پایان سخنرانی لبخندی از رضایت به خاطر داشتن چنین رهبری در بسیاری از چهره ها دیده می شد.

پی نوشت: پیش از ورود حضرت آقا، کنار من آقایی با پسر پنج ساله اش نشسته بود. پسر کوچک از فرط خستگی خوابش گرفته بود. پسر قبل از اینکه سرش را روی پای پدرش بگذارد و بخوابد به پدرش گفت:"هر وقت آقا اومد بیدارم کن خب". چند ثانیه ای به آمدن رهبر مانده بود که پدر آرام توی گوش پسر گفت:"بیدار شو آقا اومد" و پسر سریع از جایش بلند شد و مشتاقانه شروع کرد به نگاه کردن. آن طرف تر پیرمردی داشت با علاقه شعار می داد:" این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده"

هفت درس سال 90

سال ۱۳۹۰ با همه ی تلخی ها و شیرینی هایش رو به پایان است. سالی که مروری کوتاه بر وقایعش درس های عبرت آموزی به همراه دارد:

۱. سخت ترین امتحان یک مومن، آزمون اطاعت از ولایت است. حتی آنها که بارها از این آزمون سربلند بیرون آمده اند و در همه ی شهر، شهره اند به ولایت پذیری، ممکن است بلغزند و خانه نشین شوند.

۲. مهمترین ویژگی یک رهبر، دیدن افق های دوری است که برای خواص و عوام قابل درک نیست. حالا این دوراندیشی می تواند قاطعیت در ابقای یک وزیر باشد یا شجاعت در پیش بینی سیلی سخت تر مردم به چهره ی استکبار.

۳. دیروز جبهه ها، دانشگاه شهادت بودند، امروز دانشگاه ها، جبهه ی شهادتند. راستی آخرین باری که موساد یک بازیگر، کارگردان، نویسنده یا استاد فلسفه ی ایرانی را ترور کرده کی بوده است؟!

۴. "عدو شود سبب خیر" انگار ترجمه ی ادبی تحریم غربی ها علیه ایران است. بعضی ها خیال می کردند "آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند" فقط یک شعار است!

۵. لجاجت صفت تعدادی از سیاستمداران این مرز و بوم شده است. لجاجت در ماندن در توهم با زدن حرف های دوپهلو هنگام رای دادن، لجاجت در حمایت از یک فرد خاص، لجاجت در سوال پرسیدن بی فایده، لجاجت در دادن جواب های ظاهرا آمیخته با شوخی و ...

۶. سالی که گذشت بیشتر از همه این درس مهم را داشت که با وجود اختلاس سه هزارمیلیاردی، با وجود سیاستمداران لجوج، با وجود قیمت ارز و سکه، با وجود گرانی و مشکلات، این ملت همچنان انقلابی است و هرجا لازم باشد این موضوع را ثابت می کند حالا می خواهد ۲۲ بهمن باشد یا ۱۲ اسفند.

۷. سال ها "ولی امر مسلمین" می گفتیم اما معنایش را خوب درک نمی کردیم. در این امواج بیداری اسلامی که نفوذ کلام حضرت ماه را در جان جوانان مسلمان جهان دیدیم تازه فهمیدیم ولی امر مسلمین و نایب امام زمان بودن یعنی چه!

تصوير سال 90 در حافظه ي ما

سال ۹۰ رو به پايان است. در حافظه ي هر يك از ما، تصاوير متفاوتي از اين سال ثبت شده است. مروري دوباره بر وقايع اين سال براي يادآوري بعضي نكات، خالي از لطف نيست:

فروردين ۹۰:

- اعلام سال ۹۰ به عنوان سال جهاد اقتصادي از سوي امام خامنه اي

- بركناري مصلحي از وزارت اطلاعات توسط رييس جمهور/ نامه امام خامنه اي به مصلحي و ابقاي ايشان/ آغاز خانه نشيني يازده روزه ي احمدي نژاد

ارديبهشت ۹۰:

- خون دل خوردن دلسوزان نظام از خانه نشيني رييس جمهور/ پايان خانه نشيني احمدي نژاد با حضور در جلسه هيئت دولت و اعلام ولايت فقيه به عنوان مهمترين محور انقلاب

- بركناري همزمان سه وزير و ادغام هشت وزارتخانه از سوي احمدي نژاد/ مخالفت برخي نمايندگان و كارشناسان با اين طرح

- پيش بيني امام خامنه اي در مورد  پيش رفتن بيداري ملت ها تا قلب اروپا

خرداد ۹۰:

- انتشار برخي خبرها در مورد اظهار نظر ليدر جريان انحرافي در مورد همزماني نيمه ي خرداد و اول رجب

- افشاي نفوذ وزارت اطلاعات توسط سردار مدحي در حلقه ي ضد انقلاب پس از پخش مستند الماسي براي فريب

تير ۹۰:

- مشخص شدن تدريجي آرايش انتخاباتي گروه هاي مختلف / پيشنهاد مدل ۷+۸ از سوي تعدادي از اصولگرايان / آغاز فعاليت هاي انتخاباتي جبهه ي پايداري

مرداد ۹۰:

- ترور شهيد رضايي نژاد از دانشمندان انرژي هسته اي توسط مزدوران موساد و سيا

- آغاز محاكمه حسني مبارك، ديكتاتور سرنگون شده ي مصر

- منتفي شدن ادغام شش وزارتخانه / راي اعتماد مجلس به چهار وزير

- سرنگوني قذافي با اشغال طرابلس به دست مخالفان

شهريور ۹۰:

- برگزاري كنفرانس بيداري اسلامي در تهران و سخنراني  امام خامنه اي در اين همايش

- ترور برهان الدين رباني پس از بازگشت از اجلاس بيداري اسلامي توسط طالبان

- افشاي اختلاس سه هزار ميليارد توماني

مهر۹۰:

- برگزاري اجلاس بين المللي حمايت از انتفاضه  و سخنراني مهم امام خامنه اي در اين اجلاس

- ديدار صميمي و خاطره انگيز جانبازان قطع نخاعي با امام خامنه اي

- دستگيري و قتل قذافي توسط مخالفان

-  مرگ وليعهد عربستان/ ادامه داشتن سركوب معترضان در بحرين/ اوج گیری فتنه انگیزی ها در سوریه

- سفر امام خامنه اي به كرمانشاه

آبان ۹۰:

- شهادت سردار تهراني مقدم در انفجار پادگان مدرس

آذر ۹۰:

- تسخير چند ساعته ي سفارت انگليس توسط دانشجويان/ خروج سفير انگليس و چند كشور اوپايي از ايران/ بازگشت سفير ايران از لندن

- بهت و حيرت دنيا در پي تحت كنترل گرفتن پهپاد آمريكايي توسط ايران/ درخواست اوباما براي پس گرفتن پهپاد

- دستگيري اميررضا حكمتي، جاسوس سازمان سيا توسط وزارت اطلاعات

دي ۹۰:

- ركورد شكني قيمت طلا و ارز

-ترور شهيد احمدي روشن توسط عوامل موساد و سيا

- تحريم نفت ايران از سوي اتحاديه اروپا

- بركناري جاسبي از رياست دانشگاه آزاد

- انتشار تصاوير برهنه شدن گلشيفته فراهاني 

بهمن ۹۰:

-خروج علي عبدالله صالح از يمن/ ادامه ي فتنه انگيزي هاي غرب و كشورهاي عربي در سوريه/ سكوت جهاني در مورد فجايع بحرين

- ديدار امام خامنه اي با خانواده ي دو شهيد هسته اي/ شيرين زباني هاي آرميتا در حضور رهبر

- راهپيمايي پرشور مردم در بيست و دوم بهمن

- توقف فروش نفت ايران به دو كشور انگليس و فرانسه

اسفند ۹۰:

- اعلام ليست انتخاباتي گروه هاي مختلف/ اوج گيري برخي بي اخلاقي ها ي انتخاباتي در سايت هاي خبري

- شركت 64 درصدي مردم در انتخابات /تحقق پيش بيني دو سال قبل امام خامنه اي در مورد مشاركت مردم در اين انتخابات/ اعتراف كارشناسان خارجي به شكست پروژه ي تحريم/ شركت محمد خاتمي و برخي اصلاح طلبان در انتخابات

- برنده شدن فيلم جدايي نادر از سيمين در بخش اسكار فيلم هاي خارجي/ اذعان برخي كارشناسان به سياسي بودن اين انتخاب 

- حضور امام خامنه اي در جمع متخصصان صنعت نفت براي دومين بار در سال جهاد اقتصادي

- پرسيدن سوال از رييس جمهور در صحن علني مجلس

 

ملت غيرقابل پيش بيني

انتخابات دوازدهم اسفند با مشاركت فراتر از انتظار مردم به پايان رسيد. در اين ميان ذكر چند نكته مفيد به نظر مي رسد:

1. روز بعد از انتخابات روزنامه ي الراي كويت نوشت: "يكي از ويژگي هاي مردم ايران غير قابل پيش بيني بودن است. برخلاف انتقادهايي كه دارند ناگهان حضوري غيرمنتظره نشان مي دهند." ساير رسانه هاي بين المللي نيز از رفتار انتخاباتي مردم ايران گيج شده اند. اما اين غيرمنتظره بودن حضور مردم، تنها اختصاص به ناظران خارجي نداشته است. بسياري از تحليلگران داخلي و دلسوزان انقلاب هم به مشاركت 50 درصدي راضي بودند. غافل از اينكه بيش از 30 ماه پيش امام خامنه اي در خطبه هاي نمازجمعه شناخت خودشان از روحيه ي ملت ايران را به رخ دشمنان كشيده بودند: "مردم به نظام اعتماد دارند، نظام هم به مردم اعتماد دارد. ان‌شاء اللّه خواهيد ديد در انتخابات آينده -كه حالا دو سه سال ديگر است- همين مردم با وجود همين بازيگرى‎اى كه مخالفان و دشمنان و غافلان و بى خبران داخلى كردند، يك حضور مستحكمِ قوى‌اى در انتخابات خواهند داشت." ايشان همچنين دو روز مانده به انتخابات از "زدن سيلي سخت تر به چهره ي استكبار توسط مردم" سخن گفتند و در روز انتخابات نيز بر اين موضع خود صحه گذاشتند. به راستي چه كسي بهتر از امام خامنه اي مردم ايران را مي شناسد؟!

2. "نشستن بر روي اره" تعبيري است كه خاتمي از وضعيت اين روزهاي اصلاح طلبان دارد، وضعيتي كه گريبان كساني را گرفته است كه به حاكميت قانون در انتخابات قبلي تن ندادند. خاتمي و همفكرانش اگر در انتخابات مشاركت فعال مي داشتند به اين معني بود كه تمام ادعاهاي خود را در مورد انتخابات سال 88 پس گرفته اند و حالا كه در انتخابات رسما حضور نداشته اند، بي اثري خود را در فضاي سياسي جامعه اثبات كرده اند. از طرف ديگر راي دادن شخص خاتمي بر اين تناقضات رفتاري اصلاح طلبان افزوده است و  آنها را گيج كرده است كه بالاخره اصلاح طلبان مي بايست در انتخابات شركت مي كردند يا نه؟

3. "ان‌شاء الله نتیجه‌ انتخابات همانی که مردم می‌خواهند و رأیی که مردم به صندوق می اندازند باشد و اگر همان باشد، ان‎شاء الله مجلس خوبی خواهیم داشت." اين بخشي از صحبت هاشمي در روز انتخابات است. صحبتي كه از آن مي توان بوي ترديد در سلامت انتخابات را حس كرد. مثل اينكه ايشان همچنان در فضاي خرداد سال 88 به سر مي برند! خطاب به حضرت ايشان بايد تذكر داد در اين كشور نتيجه ي انتخابات هميشه هماني است كه مردم مي خواهند اما هميشه هماني نيست كه بعضي از آقايان و آقازاده هايشان مي خواهند! 

4. اگرچه قانون انتخابات تغيير كرده است و معيار انتخاب نمايندگان در دور اول كسب يك چهارم آراي ماخوذه مي باشد، ولي به نظر مي رسد اين قانون نيز راهگشا نبوده و تقريبا در تمام شهرهاي بزرگ، انتخابات به مرحله ي دوم كشيده شده است  كه اين امر هزينه هاي مادي و معنوي گزافي را تحميل مي كند. شايد بد نباشد اين نسبت به يك پنجم يا يك ششم كل آرا تغيير كند.


شكي نيست پيروز واقعي انتخابات روز دوازدهم اسفند، نظام جمهوري اسلامي، مردم فداكار ايران و به ويژه رهبر مقتدرشان، امام خامنه اي عزيز بوده است تا كور شود هر آنكه نتواند ديد!

پي نوشت: دوازدهم بهمن و دوازدهم فروردين در تقويم انقلاب اسلامي ايران برادر تازه اي پيدا كرده اند به نام دوازدهم اسفند!


طلاهاي انگليسي، قلاده هاي طلايي

فيلم قلاه هاي طلا را در جشنواره ديدم. ذكر چند نكته در اين رابطه مفيد به نظر مي رسد:

1. اين فيلم حقيقتا سياسي ترين فيلم تاريخ سينماي ايران است. سبك فيلمنامه نويسي و ارجاعاتش به حوادث واقعي شايد تنها در سينماي سياسي هاليوود مشابه داشته باشد.

2. فيلم در بستر وقايع كاملا حقيقي كه چندان از زمان اتفاق افتادنش نمي گذرد، روي مي دهد. تصور كنيد شما به تماشاي فيلمي مي نشينيد كه داستاني جاسوسي - جنايي دارد و در عين حال صحنه هايي از مناظره احمدي نژاد - موسوي، قتل ندا آقاسلطان و اظهارنظر همسر و دختر آقاي هاشمي را در آن مي بينيد و بخش هايي از  نمازجمعه ي 29 خرداد را مي شنويد و كل اين ماجرا نه تنها به فيلم ضربه نمي زند بلكه فضاي فيلم ا كاملا باورپذير مي كند.

3. بعضي از ارجاعات سياسي فيلم آن قدر ريز هستند كه قطعا براي مردم عادي قابل درك نخواهند بود. ارجاعاتي مثل "كت پوزيسيون، شلوار اپوزيسيون" يا "درخت اصلاحات خون مي خواهد" را چند درصد مردم متوجه مي شوند؟ يا مثلا چه تعداد از بينندگان اين فيلم مي دانند گوينده ي جمله ي "اگه تقلب شد، مردم بريزن تو خيابونا" همسر آقاي هاشمي است؟ يا حواس چه تعداد از تماشاگران آنقدر جمع هست كه وقتي شخصيت منفي فيلم دارد به طور غير مستقيم در مورد قتل ندا صحبت مي كند به صفحه ي تلويزيوني كه دارد اين صحنه را در پس زمينه پخش مي كند توجه كنند؟

4. بعضي صحنه هاي اين فيلم بسيار تاثيرگذار از كار درآمده اند. دقايقي از فيلم كه حمله به پايگاه بسيج را نشان مي دهند از اين دسته اند. 

5. جلوه هاي ميداني فيلم عالي هستند. به ويژه اينكه صحنه هاي تظاهرات در روز روشن و در خيابان هاي اصلي تهران با نمادهاي فتنه ي سبز فيلمبرداري شده اند.

6. روايت و ضرباهنگ فيلم به خصوص در دو سوم ابتدايي بسيار تند و نفس گير است. اگرچه به نظر مي رسد فيلم در يك سوم پاياني دچار قدري آشفتگي مي شود. گذشته از اين، انگيزه ي فرد جاسوس براي خيانت چندان قابل قبول و اقناع كننده نمي رسد.

7. يكي دو تا از شخصيت هاي فيلم اصلا قابل قبول نيستند. به خصوص مردي كه تمايلات همجنسگرايانه دارد.

با همه ي اين اوصاف بايد يك احسنت درست و حسابي به آقاي طالبي براي اين فيلم گفت. اگرچه احسنت حقيقي را از كس ديگري خواهند شنيد همان طور كه در عنوان بندي، خودشان اين فيلم را "پيشكشي به ساحت مقدس حضرت زهرا (س) به اميد گوشه چشمي" دانسته اند.


پي نوشت 1: اميدوارم اين فيلم در همين ايام انتخابات به نمايش عمومي در بيايد.

پي نوشت 2: فتنه ي 88 حتي در سينما هم رويش هايي داشته است.




دوازده دوازده

چیزی حدود دو هفته به انتخابات مجلس نهم باقی مانده است. در این رابطه توجه به چند نکته مفید به نظر می رسد:

۱. شرکت در انتخابات مثل نماز خواندن می ماند.  نیتش باید قربت الی الله باشد، در حالت هشیاری و بیداری ادا شود، اول وقت و به جماعت انجام دادنش هم ثواب بیشتری دارد. انشاالله تارک الصلاة و تارک الانتخابات نشویم!

۲. ظاهرا بعضی از دوستان، شأن خودشان را بالاتر از نمایندگی مجلس می دانند و اگرچه کاملا درگیر فرآیند لیست دادن هستند اما خودشان احساس تکلیفی برای حضور در راس امور! ندارند. اگر این آقایان وزیر و وکیل و سردار سابق، کاندیدا می شدند، مجلس قوی تری شکل نمی گرفت؟ انشاالله که قطب نمای بصیرت این عزیزان از امثال بنده بهتر کار می کند!

۳. مثل اینکه مراسم سند رو کردن در ایام انتخابات، تنها به خرداد سال ۸۸ اختصاص ندارد. این روزها در بعضی  سایت ها می بینی عده ای دارند اسناد تخلف دیگران را نمایش عمومی می دهند. یکی پرونده ی رانت خواری رو می کند دومی از جعلی بودن مدرک تحصیلی می گوید و دیگری به پرونده های مفتوح در دادگاه یکی از آن طرفی ها اشاره می کند. هیچ کس هم نیست به این آقایان بگوید این روش زشت تخریبی نه با احکام اسلامی تطبیق دارد، نه با فرمایشات مکرر امام خامنه ای در مورد انتخابات. برادرانی که برای به دست آوردن فرصت خدمت به اسلام و انقلاب! دارند یقه ی هم را پاره می کنند لطفا بفهمند که جای چنین پرونده هایی نه در سایت های خبری که در محاکم قضایی و مراجع امنیتی است.

 ۴. تقریبا تمامی نامزدهای انتخابات این روزها با حضور در محافل و مجالس مختلف و ایراد سخنرانی و پرسش و پاسخ، مشغول تبلیغات انتخاباتی هستند. این در حالیست که هنوز زمان قانونی تبلیغات شروع نشده است. با توجه به این شرایط که تقریبا در تمام ادوار انتخابات مجلس و شوراها وجود داشته است چرا قانون گذاران فرصت بیشتری را برای تبلیغات انتخاباتی معین نکرده اند تا قانون گذاران آینده خود به قانون شکنی رو نیاورند؟ چرا باید قانونی وجود داشته باشد که تقریبا هیچ کس آن را رعایت نمی کند؟

۵. تلاش برای گرم کردن تنور انتخابات و ایجاد شور و شوق در میان مردم وظیفه ی همه ی دلسوزان نظام است. اما در این میان حضور رسمی برخی مسئولین نظام یا امامان جمعه در قالب طرفداری از یک جناح یا جبهه ی خاص چندان صحیح به نظر نمی رسد. شاهد این مطلب عملکرد هوشمندانه ی رییس فقید مجلس خبرگان، آیت الله مشکینی است!

۶. میانگین مشارکت مردم در سه دوره ی گذشته ی انتخابات مجلس چیزی حدود  ۵۶ درصد بوده است. شاید این عدد معیار خوبی برای سنجش کیفیت حضور مردم در انتخابات این دوره باشد.

 

قطعا حضور حداکثری مردم خنثی کننده ی تهدیدات و فشارهای دشمنان خواهد بود. امیدوارم مردم ایران باز مثل همیشه جهان را شگفت زده کنند.

شب بیست و دوم بهمن

امشب شب بیست و دوم بهمن است. شب بیست و دوم بهمن شب خاصی است. شبیه شب عید فطر است. شب عید فطر آدم احساس خاصی دارد، هم تلخی تمام شدن فرصت های رمضان را دارد و هم شیرینی نماز عید فردا را.

سی و سومین سال انقلاب ما امشب تمام می شود و با این تمام شدن هم تلخی از دست رفتن فرصت های بهتر بودن، به کام آدم می ماند و هم امید به روزهای روشن فردا.

فردا راهپیمایی بیست و دوم بهمن، نماز روز عید فطر انقلاب ماست!

هزار و صد و هفتاد و سه سال

شهادت امام يازدهم ما با شهادت ديگر ائمه يك تفاوت ويژه دارد. كسي كه شاهد لحظه ي شهادت بوده است هنوز حي و حاضر و زنده است و خاطره ي دردناك هشتم ربيع الاول سال 260 هجري قمري، هر سال برايش تكرار مي شود. 

1173 سال از آن شب مي گذرد و هر سال امام ما در هشتم ربيع الاول داغدار مي شود. غمي كه شايد هيچ فرزند شهيدي در طول تاريخ تجربه نكرده باشد! غمي كه هنوز تازه است و هنوز دل پسر را آتش مي زند. آجرك الله يا بقيه الله !


پي نوشت: اصلا امام ما، همه چيزش فرق مي كند! 


براي آرميتا

سلام آرميتا! سلام آرميتا رضايي نژاد پنج ساله! سلام دختر شهيد! 

شنيدم تازگي ها ميهمان عزيزي داشته اي. آقا آمده بوده ديدن شما. شنيده ام برايش نقاشي كشيده اي. برايش پري دريايي كشيده اي. كلي در مورد پري درياييت براي آقا شيرين زباني كرده اي. شنيدم از مهمانت پذيرايي كرده اي. برايش بادام زميني برده اي. شنيدم به آقا گفته اي اسراييلي ها پدرت راشهيد كرده اند. گفته اي "اسراييل جزيره ي آدم بدهاست. آدم خوبا رو شهيدشون مي كنن" و در ادامه براي اسراييلي ها پيغام فرستاده اي كه " اول دستگيرشون مي كنيم بعد ميندازيمشون جهنم". شنيده ام آخر سر هم آقا خواسته يكي از نقاشي هايت را داشته باشد و تو هم يكي را هديه داده اي به آقا.

دختر خوب، خوب بلد بودي دل كس را ببري كه دل همه ي ما را برده است. خوب بلد بودي براي كشوري كه دويست تا كلاهك هسته اي دارد خط و نشان بكشي. خوب بلد بودي به عالم و آدم بگويي براي فهميدن اينكه اسراييل جزيره ي آدم بدهاست پنج سال سن هم كافيست. لازم نيست آدم حتما متخصص و كارشناس باشد تا بفهمد كار آدم بدها شهيد كردن آدم خوب هاست. 

باوركن آرميتاجان بعضي ها جزيره ي آدم بدها را با آدم خوب ها بدجوري اشتباه گرفته اند. الحمدلله كه فعلا پنج ساله اي و كاري به كار دنياي سياست هاي هنري و هنرهاي سياسي نداري. وگرنه اگر مي شنيدي از 16 فوريه يكي از فيلم هاي ايراني كه كلي جايزه داخلي و خارجي را درو كرده است قرار است در سينماهاي اسراييل نمايش داده شود و پوستر فيلم را هم به زبان عبري مي ديدي از خودت كلي سوال مي پرسيدي كه اين ماجرا يك شايعه رسانه اي است يا يك خبر تاسف آور؟ تهيه كننده و كارگردان اين فيلم در اين ماجرا چه نقشي دارند؟ اصلا براي كسي اين موضوع مهم هست يا نه؟

آرميتاجان اگر از من بپرسي آن نقاشي كه از پري دريايي كشيدي صد شرف دارد به بعضي فيلم هاي عزيزان هنرمند!


پي نوشت1: براي خواندن حاشيه هاي حضور امام خامنه اي در منزل شهيد رضايي نژاد اينجا را كليك كنيد.

پی نوشت2: از اینکه این نوشته مورد توجه خانواده ی شهید رضایی نژاد قرار گرفته بسیار خوشحالم. این عزیزان در بخش نظرات این مطلب ضمن معرفی وبلاگی که برای شهید ساخته اند چنین نوشته اند: "زنده نگه داشتن یاد شهدا چیزی کمتر از شهادت نیست.با سلام و درود خدمت تمام کسانیکه الان در فکر تنها یادگار داریوش عزیزمان هستن.ما از شما سپاسگزاریم زیرا با این حرکت مطمئنا روح داریوش بزرگ را شاد کرده اید."



جدايي نادر از گلشيفته

در اين دنيا بعضي چيزها به بعضي ديگر سنجاق شده اند. يعني تا به يكيشان مي رسي چه بخواهي، چه نخواهي آن يكي هم از راه مي رسد. و اين سنجاق ها براي آنها كه اهل انديشه اند، نشانه اند:

1. گاهي وقت ها علاوه بر اينكه نوع و رنگ جايزه مهم باشد، شكل و شخصيت جايزه دهنده هم مهم است. آدم وقتي جايزه را از دست مدونا بگيرد ديگر بايد تا ته خط را بخواند كه هدف از اين اهداي جايزه چه بوده است يا چه چيز ماجراي اين جدايي قند توي دل داوران جشنواره آب كرده است كه برايش دارند سر و دست مي شكنند.

2. آدم وقتي با كت و شلوار عكس بگيرد و مصاحبه كند و بگويد از حجاب متنفر است خب معلوم است چهار صباح ديگر جلوي دوربين فلان جشنواره پيراهن از تن در مي آورد تا نشان دهد يك "خودشيفته" چه قدر راحت عريان شدن را براي خودش تاج افتخار مي كند!

3. وقتي دست دادن و عكس گرفتن با بازيگري مثل آنجلينا جولي كه در فيلم هايش همه ي مرزهاي حيا را درنورديده است براي سينماگران ايراني افتخار باشد، خب معلوم است كه بازيگر زن فيلم همان كارگردان اعلام مي كند كه از نمايش صحنه هاي خصوصي در جشنواره ي فيلم مراكش لذت مي برد.


در اين دنيا بعضي چيزها به بعضي ديگر سنجاق شده اند. يعني تا به يكيشان مي رسي چه بخواهي، چه نخواهي آن يكي هم از راه مي رسد. اين ديگر حساب دو دو تا، چهار تاست. الحمدلله دوستان كه خوب حساب و كتاب را بلدند!

غصه می خوریم!

دلار می رود بالا، غصه می خوریم. ۳۰۰۰ میلیارد تومان اختلاس می کنند از بانک ها، غصه می خوریم. دختر بدحجاب می بینیم توی خیابان، غصه می خوریم. دوستان سر صندلی های مجلس با هم دعوا می کنند، غصه می خوریم. رییس جمهور یازده روز می نشیند توی خانه، غصه می خوریم. رفیق صمیمیش سخنرانی می کند، غصه می خوریم.  همکارمان به خدا و پیغمبر بد و بیراه می گوید، غصه می خوریم. دوستمان نماز نمی خواند، غصه می خوریم.  رفیق حزب اللهیمان می زند جاده خاکی، غصه می خوریم. آمار تصادفات جاده ای را می شنویم، غصه می خوریم. بانک مرکزی را تحریم می کنند، غصه می خوریم. بانک ها رسما ربا می دهند به مردم، غصه می خوریم. سایت ها از احتمال فتنه بعد از انتخابات مجلس می نویسند، غصه می خوریم. کسی برای مهدویت کار درست و حسابی نمی کند، غصه می خوریم. سریال های تلویزیون را می بینیم، غصه می خوریم.  داستان سریال های فارسی وان را می شنویم، غصه می خوریم. مستند بی بی سی در مورد امام خامنه ای را می بینیم، غصه می خوریم. نامه های توهین آمیز نوری زاد را می خوانیم، غصه می خوریم. بی بصیرتی بعضی خواص را، کج فهمی بعضی عوام را، تنگ نظری بعضی خودی ها را، می بینیم، غصه می خوریم. این روزها که می گذرد ما مدام غصه می خوریم. پس کی می رسد آن لحظه ی سرور و بهجت ما؟!

فدای دلت ای امام زمان، ما که هیچی حالیمان نیست این قدر غصه  می خوریم شما که از همه جا با خبری چه می کشی؟! 

پی نوشت: خدایا لطفا عزیز دلمان امام خامنه ای را نگهدار!

شايعه ي كشته شدن سلمان رشدي

چند وقتي است پيامكي كه خبر از كشته شدن سلمان رشدي مي دهد در بين مردم به ويژه عزيزان مذهبي پخش شده است. با يك پيگيري چند دقيقه اي در سايت هاي خبري مي توان به راحتي متوجه شد كه چنين خبري تنها يك شايعه است.

اما ريشه ي اين شايعه را شايد بتوان به خبر كشته شدن رافق تقي معروف به سلمان رشدي آذربايجان در تاريخ 28 آبان سال جاري نسبت داد. پس از توهین رافق تقی نویسنده صهیونیست به حضرت محمد صلی الله علیه و آله چندین عالم بزرگ از علمای شیعه در پاسخ به مقلدین خود در جمهوری آذربایجان عامل توهین به پیامبر اکرم(ص) در روزنامه صنعت جمهوری آذربایجان را در صورت اعتراف به آگاهانه بودن اقدام خود، واجب القتل دانستند. بعد از این فتوا و اعتراضات قشر متدین جمهوری آذربایجان، رافق تقی بازداشت و به زندان طولانی مدت محکوم شد اما "الهام علی اف" رئیس جمهور کشور آذربایجان طی حکمی در سال 2011 او را نیز مشمول عفو عمومی زندانیان قرار داد. وي در روز 28 آبان در هنگام بازگشت به خانه با ضربات چاقوي فرد ناشناسي به هلاكت رسيد.

به نظر مي رسد خبر "كشته شدن سلمان رشدي آذربايجان" باعث شده است كه شخصي بدون توجه به محتواي خبر نسبت به انتشار چنين پيامكي اقدام كند. به بهانه ي چنين اتفاقي توجه به چند نكته مفيد به نظر مي رسد:

1. در بعضي موارد سايت هاي خبري براي ايجاد جذابيت از عنوان هايي استفاده مي كنند كه ممكن است با متن خبر تناسب چنداني نداشته باشد. در نتيجه دقت در محتواي خبر كاملا ضروري است.

2. در فضاي رسانه اي كشور علاوه بر تيتر و متن خبر، بايد حتما به منبع خبر نيز توجه كرد. آگاهي از جهت گيري هاي سياسي گردانندگان يك سايت يا روزنامه مي تواند محك مناسبي براي ميزان صحت يك خبر باشد.

3. كساني كه در دام اين شايعه افتاده اند احتمالا پيگير خبرهاي روز از طريق سايت هاي خبري نبوده اند زيرا اگر كسي مشترك مداوم اين سايت ها باشد به خوبي مي داند خبر كشته شدن سلمان رشدي بمبي است كه حتما صدايش در اين سايت ها به گوش مي رسد، بنابراين به راحتي چنين پيامكي را براي ديگران نمي فرستد.


پي نوشت: چندي پيش مطلبي نوشتم با عنوان فرداي روز حمله به ايران و در ابتداي آن به صراحت ذكر كردم كه اين نوشته يك سناريوي تخيلي است. با اين حال ديدم چند روز بعد عزيزي براي من اين نظر را گذاشته است: "
همین الان یکی از بچه های شرکت، با ترس و لرز وارد اتاق من شد و گفت که دیشب ناو هواپیمابر آمریکا، پایگاه هوایی بوشهر رو زده!!!!ما هم با آرامش خاطر، دنبال پایگاه دروغ پراکنی می گشتیم که به وبلاگ شما برخوردیم...متن شما آنقدر تأثیر گذار بود که به سرعت، شایعه شد. البته این رفیق ما هم به دلیل زودباوری، محکوم به خرید بستنی شد!!!"

نیل

آیه ۷۷ سوره ی طه: وَ لَقَدْ أَوْحَيْنا إِلى‏ مُوسى‏ أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً لا تَخافُ دَرَكاً وَ لا تَخْشى‏

 

گاهی وقت ها آدم باید از نیل بگذرد، حتی اگر ظاهرا معجزه ای در کار نباشد!

دزدان دريايي كاراييب و آقاي ضرغامي

ديشب سومين قسمت دزدان دريايي كاراييب از شبكه نمايش رسانه ي ملي پخش شد. در ابتداي فيلم قهرمان زن داستان "اليزابت" به همراه چند نفر به ديدن يكي از دزدان دريايي چيني مي روند تا از او كمك بگيرند. در همين حال تعدادي از دوستانشان هم به راهروي زيري محل ملاقات نفوذ مي كنند تا در صورت نياز به كمك اليزابت و همراهانش بروند. در حالي كه بحث بين اليزابت و رييس دزدان چيني بالا گرفته، يكي از افراد مخفي شده در پايين كه آدم دون پايه اي است، از بين الوارهاي كف اتاق، بالا را نگاه مي كند. اتفاقا الیزابت درست بالای همین نقطه ایستاده است. دوربين روي صورت اين مرد زوم مي كند كه با لبخندي موذيانه و چشمي حريص دارد از بين شكاف الوارها بالا را نگاه مي كند. او سپس دوستش را فرا مي خواند تا او هم اين صحنه ي جالب! را ببيند. اليزابت در گرماگرم بحث دو سه قدم جلوتر مي رود و يكي از افراد غول پيكر چيني جاي او را مي گيرد و اين باعث مي شود وقتي دوست مرد اول از شكاف الوارها به منظره ي بالا نگاه مي كند بر خلاف دوستش چيزي عايدش نشود!  
كل اين صحنه ها شايد به بيست ثانيه هم نمي رسيد. اما نمايش اين بيست ثانيه چند سوال ايجاد مي كند كه اي كاش آقاي ضرغامي عزيز به آنها پاسخ دهند:
1. مي شود لطفا از كسي كه سانسورهاي اين فيلم را انجام داده است بپرسيد به نظرش اين بيست ثانيه مورد خاصي دارد يا نه؟
2. آيا تاثير چنين صحنه هايي كه مستقيما تصاوير غيراخلاقي را نشان نمي دهند اما ذهن و تخيل بيننده را درگير ماجرا مي كنند از تاثير صحنه هاي غيراخلاقي كمتر است؟
3. اگر كودكي همراه شما اين فيلم را نگاه كند و بلافاصله بعد از نمايش اين بيست ثانيه از شما بپرسد جريان از چه قرار است، چه جوابي به او مي دهيد؟
4. چه عاملي باعث نمايش چنين صحنه هايي مي شود؟ سهل انگاري يا تساهل و تسامح؟ از دستتان در رفته است يا معتقديد تنها برهنگي هاي ظاهري را بايد در فيلم ها وصله پينه كنيد؟

راه اندازي شبكه هاي متعدد، اقدام خوبي است كه بايد از آن تقدير شود ولي انتظار مي رود همان قدر كه به كميت توجه مي شود به كيفيت برنامه هاي پخش شده هم توجه شود.

پي نوشت: براي نوشتن اين مطلب ترديد داشتم، چون قلم حرمتي دارد كه نمي توان با آن هر صحنه اي را توصيف كرد ولي چه كنم كه جز اين راه، راه ديگري براي رساندن حرفم به جمع جام جم نشينان نداشتم!


فردوسی پور، جیرانی و یامین پور

عادل فردوسی پور با همه ی گزارشگران دیگر فرق می کند. این تفاوت نه به خاطر شیوه ی گزارشش ، نه به علت اطلاعات ریزش از زندگی خصوصی بازیکنان و نه حتی به سبب تسلطش به زبان انگلیسی است. فردوسی پور فرق می کند چون تهیه کننده و مجری مهمترین برنامه ی تحلیلی صدا و سیما در حوزه ی ورزش است. برنامه ای که چند میلیون بیننده ی ثابت هفتگی دارد. برنامه ای که گاهی چهار، پنج ساعت اجرای زنده  دارد. برنامه ای که در حوزه ی فوتبال هیچ خط قرمزی برای پرداختن به موضوعات ندارد و به راحتی می تواند هر کسی را روی خط تلفن بیاورد.

فریدون جیرانی با همه ی کارگردانان دیگر فرق می کند. این تفاوت نه به خاطر سبک دکوپاژش، نه به علت تجربه اش در تهیه کنندگی و فیلمنامه نویسی و نه حتی به سبب سبک فیلمسازیش است. جیرانی فرق می کند چون تهیه کننده و مجری مهمترین برنامه ی تحلیلی صدا و سیما در حوزه ی سینماست. برنامه ای که با حضور کارشناسی مثل فراستی همیشه حداقل یک بحث چالشی دارد. برنامه ای که به حواشی سینما می پردازد. برنامه ای که سینمادوستان را میخکوب ساعات آخرشب جمعه ها می کند.

عادل فردسی پور عاشقان سینه چاکی دارد و صد البته مخالفان خشمگینی هم. اما سوال این نیست که حق با کدام یک است. یا اینکه عادل واقعا آدم عادلی هست یا نه. یا برنامه ی نود برای فوتبال ما مفید هست یا خیر. سوال این نوشته اصلا در مورد نود و فوتبال نیست. جیرانی و فراستی هم موافقان و مخالفانی دارند. اما سوال این نوشته در مورد اینها هم نیست. سوال این نوشته چیز دیگری است:

وظیفه ی رسانه در گام اول اطلاع رسانی صحیح و سپس ارائه ی تحلیل منطقی و منصفانه است. رسانه ی ملی ما در کدام حوزه ها این دو وظیفه را به خوبی انجام داده است؟ آیا از فوتبال و سینما چیزهای مهمتری در این کشور پیدا نمی شوند که نیاز به برنامه ی تحلیلی چالشی داشته باشند؟ آیا سیاسیون ما کمتر از داوران و بازیکنان دربی نیاز به نگاه موشکافانه دارند؟ تا به حال چند برنامه ی تحلیلی مثل نود در حوزه ی اقتصاد اسلامی داشته ایم؟  تا به حال چند بحث جدی بین موافقان و مخالفان گشت ارشاد در صدا و سیما دیده ایم؟ تا به حال در کدام یک از مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی یا اقتصادی طوری عمل کرده ایم که فلان برنامه ی ورزشی برای آفساید بودن یا نبودن یک گل عمل کرده است؟

وحید یامین پور بعد از حماسه ی نه دی با برنامه ی رو به فردایش این امید را در دل ها زنده کرد که قرار است در حوزه های سیاسی و اجتماعی هم برنامه های بهتری را شاهد باشیم. غافل از اینکه آن دولت ، دولت مستعجل بود! ای کاش کسی بگوید کی قرار است یک نود سیاسی یا اجتماعی در فضای رسانه ای کشور داشته باشیم و چه چیزی مانع وجود چنین برنامه ای در کنداکتور رسانه ی ملی می شود؟!

پی نوشت: کاش به اندازه ی فردوسی پور از یامین پور هم حمایت می شد!!!

RQ-170 در نعلبكي

خبر توانايي نيروهاي نظامي ايران در كنترل و فرود موفقيت آميز مدرن ترين هواپيماي بدون سرنشين آمريكا دل هر ايراني آزاده اي را شاد كرده است. با نمايش هواپيماي به غنيمت گرفته شده، سونامي اين خبر همچنان در حال گرفتن تلفات است. اما نكته اي كه در اين ميان قابل توجه است شيوه ي غيرحرفه اي نمايش اين هواپيماست.

 كاملا مشخص بود كه اين تصاوير به سرعت در تمام خبرگزاري هاي جهان انعكاس پيدا مي كند. با علم به اين موضوع چرا اين هواپيما در يك سوله ي ورزشي با پس زمينه ي ديوار آجري به نمايش درآمد؟ چرا در بنرهاي نصب شده حتي يك جمله ي انگليسي درج نشده بود؟ چرا حداقل كف سالن با يك پوشش يك رنگ پوشانده نشده بود؟ بهتر نبود اين هواپيما در يك استوديوي تلويزيوني با امكانات نورپردازي و تصويربرداري بهتر به نمايش در مي آمد؟ اگر به فرض اين هواپيما در يك استوديو با ديوارها و كف يكدست سياه رنگ قرار داده مي شد و خود هواپيما نورپردازي مي شد و در پس زمينه هم پرچم خوش رنگ ايران اسلامي قرار مي گرفت تاثير بهتري در نمايش عظمت كار انجام گرفته نداشت؟ چرا از هنر براي جلوه دادن بيشتر اين موضوع استفاده نشد؟ 

آمريكايي ها مدت هاست از هنرهاي تصويري به بهترين شكل در جهت نمايش امكانات نظامي خود استفاده مي كنند. آيا وقتش نرسيده است كه نيروهاي نظامي ما هم در نمايش قدرت و صلابت خود از ابزارهاي هنرمندانه استفاده كنند؟ 

نمايش RQ-170  در يك سوله ي ورزشي شبيه نمايش يك مرواريد در نعلبكي است. انشاالله در حماسه آفريني هاي بعدي اين اتفاق نيفتد.



 

همه ي ماجرا

راستش را كه بخواهي 

            همه ي ماجرا از علي شروع شد 

عاشورا تکرار تصویر علي بود

                        در آينه ي حسين

و كربلا شهادت زمين بود

                        برحقانيت علي

تا فرزندان آدم بدانند

         تاريخ پاره خطي است ميان دو نقطه

                         تجلي غربت علي، حسين

                         و تجلي انتقام علي، مهدي

 و بفمند 

از سه راهي جحفه تا مسجد كوفه

                       هميشه بايد از كربلا گذشت

راستش را كه بخواهي 

            همه ي ماجرا از علي شروع شد 

                                          و همه ي ماجرا هم 

                                                        به علي ختم مي شود



ديوار انگليسي

حركت اعتراضي ديروز دانشجويان در پاسخ به سياست هاي خصمانه ي دولت خبيث انگليس به سرعت تيتر تمام خبرگزاري ها و شبكه هاي خبري جهان شد. سرعت وقايع به حدي بالا بود كه هر لحظه خبر جديدي از تحولات آن به گوش مي رسيد و فرصت تجزیه و تحلیل را از انسان مي گرفت. حال سوال اينجاست، چه چيزي باعث مي شود دانشجويان خشمگين از ديوار انگلیسی سفارت بالا بروند و آن را اشغال كنند؟ اين خشم از كجا آمده است؟ آيا چنين رفتاري براي منافع ملي ما سودمند است؟ با گذشت يك روز از 8 آذر پرماجرا، توجه به چند نكته  براي پاسخ به اين سوال ها مفيد به نظر مي رسد:

1. اگرچه از 13 آبان 58 تا 8 آذر 90 بيش از سي و دو سال مي گذرد اما شباهت اتفاق ديروز با واقعه ي تسخير لانه ي جاسوسي انكارناپذير است. در نتيجه بديهي است شباهت در دلايل ايجاد اين دو واقعه هم محتمل به نظر برسد. دلايلي كه سبب خشم دانشجويان سال 58 عليه ايالات متحده آمريكا شد را مي توان به اختصار اينچنين برشمرد: سابقه ي سياه آمريكا در ايران، فعاليت هاي خرابكارانه  و جاسوسي بعد از پيروزي انقلاب، قلدري و تكبر آمريكا در برابر مردم انقلابي، پشتيباني از عناصر داخلي خودفروخته و رفت و آمد مشكوك آنها به سفارت و در نهايت انفعال دولت موقت در برخورد قاطع با آمريكايي ها. با نگاهي گذرا به اين پنج عامل مي توان فهميد تمام اين موارد در دولت خبيث انگليس هم جمع است. كارنامه ي انگليسي ها در ايران شايد از آمريكايي ها سياه تر هم باشد. فعاليت هاي جاسوسي اين رژيم در تمام اين سال ها و به خصوص در ايام فتنه بر كسي پوشيده نيست. در تمام اين سال ها و به خصوص در جريان انرژي هسته اي رفتار قلدرمابانه ي انگليسي ها خون به دل هر ايراني دلسوزي كرده است. از سوي ديگر لندن حتي بيش از واشنگتن و پاريس به مامن و ملجا دشمنان اين ملت تبديل شده است. از آن وزير فرهنگ و ارشاد ضد اسلامي تا آن آقازاده ي فراري و از آن خواننده ي حنجره طلاي روسياه تا آن سردبير روزنامه هاي اصلاح طلب و از بهايي ها تا سلطنت طلب ها همگي زير چتر انگليسي جمع شده اند. پس چندان عجيب نيست آنچه بر سر پرچم آبي و قرمز و سفيد سفارت آمريكا آمد، نصيب پرچم آبي و سفيد و قرمز بريتانيا هم بشود!

2. تجربه ي 13 آبان 58 و 9 دي 88 نشان داده است وقتي كاسه ي صبر ملت از انفعال دولتمردان لبريز شود خود وارد ميدان مي شوند. وقتي سربازان انگليسي با رافت اسلامي! به راحتي آزاد مي شوند و آن طرف مرز به ريش ما مي خندند. وقتي در اوج فتنه خصمانه ترين سياست ها توسط تلويزيون رسمي انگليس عليه ما اتخاذ مي شود و ما فقط دفترشان را در تهران تعطيل مي كنيم. وقتي يك ماه قبل از ترور دانشمند هسته اي كشورمان، رييس MI6  از لزوم ترور دانشمندان هسته اي مي گويد و ما بعد از ترور فقط بيانيه مي دهيم و اخطار مي كنيم. وقتي در همه ي تكبيرها شعار مرگ بر انگليس را مي گوييم ولي پرچم انگليس در مركز تهران به اهتزاز درآمده است. وقتي طرح كاهش روابط با انگليس دو سال در راهروهاي مجلس گير مي كند، خب كاملا طبيعي است كه روزي خواهد رسيد كه بغض دانشجويان خشمگين بتركد!

3. ايران اسلامي در سه دهه ي گذشته نشان داده است از كشورها و ملت هاي ديگر بسيار جلوتر است. اگر بيداري اسلامي در ديگر كشورها تازه آغاز شده است. ملت ايران سي و چند سال است كه قافله سالار اين كاروانند. اگر در مصر و يمن و بحرين و ليبي و ديگر كشورها رسم آتش زدن پرچم آمريكا و اسراييل و حمله به جاسوسخانه هاي آنها تازه راه افتاده است، هدف اين روزهاي ما بالارفتن از ديوارهاي انگليسي  و شكستن بت بريتانيا است. همه ي عصبانيت دولتمردان انگليسي از شكسته شدن اين هيبت پوشالي و احتمال پيروي ديگر كشورها از حركت جديد دانشجويان ايراني است.

۴. تجربه ی سال های گذشته نشان داده است هر وقت در مقابل مستکبران کوتاه آمده ایم و خواسته ایم در زمین آنها بازی کنیم بدجوری قافیه را باخته ایم و هر وقت قاطعانه و محکم در مقابل دشمنان ایستاده ایم و از مواضعمان کوتاه نیامده ایم بازی را برده ایم. ارتباط با کشوری که افغانستان را از خاک ایران جداکرد، سال ها نفت این کشور را به ثمن بخس به یغما برد، فرقه ی بهاییت را در ایران به راه انداخت و هزار و یک جنایت دیگر در حق منافع ملی انجام داد چه سودی دارد؟ رابطه با کشوری که مدام ما را تهدید و تحریم می کند و برایمان خط و نشان می کشد و سفارتخانه اش را به مرکز جاسوسی علیه این کشور تبدیل کرده است چه فایده ای برای ما دارد؟  البته طبیعی است عزیزانی که در لندن آپارتمان های آنچنانی دارند یا جگرگوشه هایشان را برای تحصیل به این کشور فرستاده اند چندان از بسته شدن این باب دل خوشی نداشته باشند و منفعت و امنیت ملی را با مترهای‌‌ بي بي سي اندازه بگيرند!

پي نوشت: به فرانسه توصيه مي كنيم حواسش به پرچم آبي و سفيد و قرمزش باشد!

 

فرداي روز حمله به ايران

اين يك سناريوي تخيلي است كه شايد روزگاري واقعا اتفاق بيفتد:

ساعت هفت صبح، تهران:

خورشيد در صبح يك روز زمستاني در حال طلوع است. مه صبحگاهي شهر را به استثناي برج ميلاد پوشانده است. با اين حال اكثر مردم از ديشب بيدارند و جلوي تلويزيون نشسته اند تا از آخرين خبرها مطلع شوند. مجري خبر ساعت هفت صبح بر صفحه تلويزيون ظاهر مي شود و در حالي كه كمي هيجان زده به نظر مي رسد مي گويد:

به آخرين خبرها از حمله ي ديشب آمريكا و اسراييل به كشورمان توجه كنيد: شب گذشته حوالي ساعت 23:30 دقيقه 80 فروند جنگنده ي اسراييلي از سه مسير هوايي وارد فضاي كشورمان شدند. 20 هواپيما از طريق شمال عربستان - جنوب عراق، 40 هواپيما از كريدور هوايي اردن - مركز عراق  و 20 هواپيما هم از فراز مرز عراق و تركيه  به مراكز هسته اي و نظامي كشورمان حمله كردند. همچنين به طور همزمان 300 جنگنده  از ناو هاي هواپيمابر یو اس اس بوش، نیمیتز، استنیس، آیزنهاور و اينترپرايز مستقر در خليج فارس از طريق مرزهاي جنوبي وارد قلمرو كشورمان شدند. هدف اين حملات مراكز هسته اي بوشهر، اصفهان، اراك، نطنز، ساغند و همچنين پايگاه هاي نظامي مستقر در اطراف تهران، قم، سمنان، تبريز، بندرعباس و اهواز بوده است. همچنين از لحظاتي قبل ناوهاي آمريكايي به قصد تصرف بنادر جنوبي به ويژه ماهشهر، خارك، بوشهر، بندرعباس و چابهار و در اختيار گرفتن تنگه ي هرمز از مرزهاي آبي كشورمان عبور كرده اند. خبرهاي تاييد نشده تعداد اين ناوها را دوازده عدد ذكر كرده است. براي آگاهي بيشتر از تلفات حمله ي ديشب و عمكرد نيروهاي نظامي كشورمان به اطلاعيه ي شماره ي يك ستاد مشترك نيروهاي مسلح كه هم اينك به دستم رسيد توجه كنيد:

بسم الله القاصم الجبارين

اطلاعيه ي شماره ي يك ستاد مشترك نيروهاي مسلح

به آگاهي مردم غيور و انقلابي ايران مي رساند در اولين لحظات حمله ي هوايي شب گذشته، تيز پروازان ارتش و سپاه جمهوري اسلامي ايران به مقابله با مهاجمان برآمدند كه در مجموع باعث سقوط بيست و سه فروند جنگنده ي نظامي دشمن شدند و پانزده نفر از خلبانان مهاجم به اسارت نيروهاي خودي در آمدند. همچنين نيروهاي پدافندي مستقر در مراكز نظامي و هسته اي موفق به ساقط كردن چهارده هواپيماي جنگنده ي اسراييلي و آمريكايي شدند. در جريان اين حملات ششصد و پنجاه نفر از نيروهاي نظامي و غيرنظامي به درجه ي رفيع شهادت نائل آمدند. طبق آخرين برآوردها ميزان خسارات وارده به مراكز حساس نزديك به چهل درصد بوده است. بديهي است در ساعات آينده آمريكا، اسراييل و تمام كشورهاي متحد آنها در منطقه بايد منتظر پاسخ هاي قاطع ما باشند.

ساعت 8:13 صبح، نيويورك، استوديوي خبر شبكه CNN:

 گوينده ي اخبار بعد از آرم BREAKING NEWS  بر صفحه ي تلويزيون ظاهر مي شود و در حالي كه كمي نفس نفس مي زند رو به دوربين مي گويد: ايران اولين واكنش ها را به حمله ي شب گذشته شروع كرده است. لحظاتي پيش 400 موشك زمين به دريا، 200 موشك شهاب و 300 موشك زير سطحي حوت، 12 ناو آمريكايي حاضر در خليج فارس را هدف گرفتند. از ميان اين ناوها، غرق شدن پنج ناو  و آسيب جدي به بقيه ي ناوها گزارش شده است. به گزارش شاهدان عيني هم اكنون اجساد سربازان آمريكايي خوراك كوسه هاي خليج فارس شده اند. 

ساعت 8:42 صبح، واشنگتن، استوديوي خبر شبكه FOX NEWS:

خبرنگار شبكه از ابوظبي گزارش مي دهد: چند ثانيه ي پيش ناو هواپيمابر اينترپرايز در تنگه ي هرمز غرق و عملا اين تنگه بسته شد. ستاد كل فرماندهي ايالات متحده در خاورميانه از كشورهاي حاشيه ي خليج فارس براي اعزام كشتي هاي امدادي به منطقه درخواست كمك فوري كرده است. به گفته ي ژنرال پترائوس به نظر مي رسد متاسفانه ناوهاي آمريكايي در يك دام بزرگ به نام خليج فارس گير افتاده اند. از سوي ديگر با بسته شدن تنگه ي هرمز صادرات 40 درصد نفت جهان از اين تنگه متوقف شده است. بهاي هر بشكه نفت در بازارهاي جهاني به بيش از 300 دلار رسيده است كه اين موضوع شوك مالي تازه اي را به اقتصاد وخيم جهان وارد مي كند.

ساعت 9:28 صبح، لندن، استوديوي خبر شبكه BBC:

هم اينك ارتباط مستقيمي با خبرنگارمان در تل آويو داريم. جان ممكنه بگي الان توي اسراييل اوضاع چطوره؟

- سلام توني. راستش رو بخواي اصلا اينجا وضعيت خوب نيست. آماري كه بهت ميدم دقيق نيست چون الان كسي نيست كه بشه ازش آمار گرفت. توي شصت دقيقه ي گذشته ايران نزديك به چهار هزار موشك به سمت اسراييل پرتاب كرده كه ميشه گفت هرچي اسراييل توي شصت سال گذشته، ساخته رو از بين برده. برق و آب كل اسراييل قطع شده، تلفن ها و خطوط موبايل كار نمي كنن. تمام مراكز سياسي، پادگان هاي نظامي، فرودگاه ها و نيروگاه ها با خاك يكسان شدن. شبكه هاي تلويزيوني جز برفك چيزي رو نشون نميدن. مردم سراسيمه و وحشتزده به سمت خارج از شهرها در حال فرار هستن. اتوبان هاي خروجي تقريبا قفل شده و مردم مجبورن پياده از شهر بيرون برن. خبرهاي تاييد نشده حاكي از پيشروي نيروهاي حزب الله و حماس به داخل مرزهاي اسراييله. به نظر ميرسه سوريه  هم از فرصت استفاده كرده و در حال بازپس گيري بلندي هاي جولانه. شايعاتي در بين مردم شنيده ميشه كه قراره نيروهاي ايراني تا ساعاتي ديگه از طريق سوريه و لبنان وارد اسراييل بشن و كار رو يكسره كنن. 

ساعت 9:37 صبح، قطر، استوديوي خبر شبكه الجزيره:

لحظاتي پيش اطلاعيه ي شماره ي دو ستاد مشترك نيروهاي مسلح ايران منتشر شد. در اين اطلاعيه به صراحت به كشورهايي كه در حمله به ايران، به آمريكا و اسراييل كمك كرده اند هشدار داده شده است كه تا ساعاتي ديگر پاسخ دردناكي را از سوي ايران تجربه خواهند كرد.  اين اطلاعيه با اين جمله به پايان مي رسد: شما شروع كرديد ولي ما تمامش مي كنيم!

ساعت 10 صبح، تهران، ساختماني در حوالي خيابان فلسطين

فرماندهان عاليرتبه ي نظامي دور يك ميز دايره اي شكل چوبي نشسته اند و منتظر ورود شخصي به جلسه هستند. نقشه ي بزرگي از اسراييل به ديوار زده شده است و يكي از فرماندهان كنار نقشه ايستاده است تا پس از  آغاز جلسه توضيحات لازم را ارائه كند. در باز مي شود. فرماندهان به نشانه ي احترام از جا بلند مي شوند. شخصي كه از گام برداشتنش صلابت و اقتدار نمايان است قدم به داخل اتاق مي گذارد!

 

پی نوشت: ماییم و نوای بی نوایی / بسم اله اگر حریف مایی!!!

سردار نامريي

چندي قبل جمعي از نمايندگان كنگره آمريكا طرح ترور مسئولين سپاه قدس را پيشنهاد كردند تا جايي كه يک مقام آمريکايي به صراحت نام قاسم سليماني را برده است و گفته: «قاسم سليماني بسيار سفر مي‌کند... تکان بخوريد... تلاش کنيد او را بکشيد.» پيش از اين هم جمله معروفي از شيمون پرز در وصف ترس از سردار ايراني آمده بود به اين مضمون كه: «خاور‌ميانه روي انگشت ژنرال قاسم سليماني مي‌چرخد.» روزنامه انگليسي گاردين هم در مقاله‌اي نوشته بود: «قدرت و وجهه قاسم سليماني به عنوان کسي که قدرتمندترين بازيگر عرصه منطقه است، در سه سال گذشته افزايش يافته است. برخي از مقامات عراقي او را ستايش مي‌کنند.» همچنين يكي از روزنامه‌هاي معتبر آمريکايي تاکيد كرده: «يکي از قدرتمندترين چهره‌هاي موجود در عراق، يکي از مقامات دولتي اين کشور، يک رهبر شبه نظاميان، يک روحاني بلندپايه يا يک فرمانده يا ديپلمات آمريکايي نيست. اين فرد، يک ژنرال ايراني است که هم‌اکنون بسيار پرنفوذتر از همه مقامات نامبرده است.» 

براي همه ي دولتمردان آمريكايي و انگليسي و اسراييلي يادآوري چند نكته ضروري است:

1. سردار سليماني، سرباز فرماندهي به اسم امام خامنه اي است كه شما حتي جرات نام بردن از او را نداريد!

2. براي كسي كه همه ي آرزويش شهادت است چنين تهديداتي خنده دار است، فكر ديگري بكنيد!

3. ملتي كه سليماني ها دارد چه نيازي به بمب اتم دارد؟!

4. درست زماني كه متهم به تلاش براي ترور سفير يك كشور ديگر مي شويم رسما براي ترور فرماندهان ما دستورالعمل صادر مي كنند. چه وقاحتي!!!

5. شما همچنان مشغول نقشه كشيدن براي سردار سليماني باشيد، چون در همين زمان كه شما سرتان گرم است، او دارد كار خودش را مي كند و يك قدم به شما نزديكتر مي شود!

6. از صدام براي حمله به ايران حمايت كرديد. نتيجه اش چه شد؟ تربيت سرداراني مثل سردار قاسم سليماني در آزمون سخت دفاع مقدس. و مكروا و مكرالله و الله خير الماكرين!

7. در بين ابرقدرتها رسم است كه هيچ كشوري آمار دقيق سربازان، موشك ها و بمب هاي اتميش را اعلام نمي كند. تنها براي ايجاد رعب و وحشت هر چند وقت يك بار تعدادي از برگ هاي برنده اش را رو مي كند. درگوشي بگويم  رو شدن سردار سليماني هم براي ما همين حكم را دارد!


پي نوشت: خواب مستكبران عالم را هر شب يك واژه ي چهار حرفي آشفته مي كند: سين، پ، الف، ه !!! 

 

تنگه ي احد و خورشت مرغ و آلو

چند روز پيش انتشار نظر يكي از كارگردانان سينما در مورد فساد موجود در اين عرصه جنجال هايي آفريد. فرج الله سلحشور با اشاره به احتمال حضور آنجلینا جولی به خبرنگار يكي از خبرگزاري ها گفت: "باید دید چه شخصی اجازه می‌دهد آنجلینا جولی به ایران بیاید، آمدن آنجلینا جولی به ایران اتفاق خوبی است، برای سینمایی که فاحشه‌خانه است باید برای ادامه فعالیت خود نیز فاحشه بین‌المللی بیاورد." وی خاطر نشان کرد‌: "سینمای ایران فاحشه‌خانه است، مگر صبح تا شب عکس‌های هنرمندان چاپ نمی‌شود. وقتی زن‌های ما افتخارشان این است که عکس‌های خود را به صورت نیمه‌عریان در اینترنت بگذارند، یعنی خودشان یک پا آنجلینا جولی هستند."
در واكنش به اين سخنان موج اعتراضات به ويژه از بازيگران زن سينماي ايران به سمت سلحشور سرازير شد.
چندي بعد فرج الله سلحشور با اعلام این مطلب که گفت‌وگویش با یکی از سایت‌ها بد منعکس شده، اظهار داشت: "من گفته‌ام که آوردن بازیگری مثل «آنجلینا جولی» اهانت به خود بازیگران سینمای ایران است. ممکن است در بازیگران زن ایران، افراد نابابی هم وجود داشته باشد ولی بسیاری از آن‌ها انسان‌های سالم و درستی هستند که به نظرم این اقدام اهانت به خود بازیگران سینمای ایران است."
اين ماجرا با صحبت هاي مريلا زارعي و مهناز افشار از يك سو و حجت الاسلام رسايي از سوي ديگر در برنامه ي "هفت" 13 آبان ادامه پيدا كرد.
با توجه به اين جنجال ها توجه به چند موضوع مفيد به نظر مي رسد:
1. فارغ از اينكه سلحشور چنين جمله اي را گفته باشد يا نه. قطعا بديهي است كه منتسب كردن صفت فاحشگي به همه ي زنان بازيگر سينماي ايران اتهامي ناروا و نا به جاست. اين صفت معنا و مفهوم خاصي را به ذهن متبادر مي كند كه به اين راحتي نمي توان گروهي را با آن توصيف كرد.
2. از طرف ديگر وجود فساد و ابتذال در سينماي ما همان قدر بديهي و آشكار است كه فحاشي برخي تماشاگران فوتبال در ورزشگاه ها و بي اخلاقي بعضي بازيكنان و كثيفي فوتبال اين روزهاي ما ! به فرض كه شخصي به اشتباه جمله اي را در مورد سينماي ايران گفته باشد و در اين مسير از اعتدال خارج شده باشد. اين دليل نمي شود كساني تصور كنند با هياهو مي توانند بر لجن زاري اسم اقيانوس بگذارند!
3. غيرت برخي از بازيگران زن در دفاع از عفت و پاكدامني هم صنفان خود ستودني است. اما در صورت امكان مي شود در كنار اين لحن حماسي به اين سوال جواب بدهند كه برخي از بازيگران زن بر مبناي كدام اصل شرعي  پرتره هاي با آرايش غليظ و گاهي نيمه عريان خود را با وضع حجاب بسيار زننده  منتشر مي كنند؟ اصلا از نظر اين دوستان، بايدها و نبايدهاي يك بازيگر زن مسلمان چيست؟ آيا دين جايي در اخلاق حرفه اي اين عده دارد؟ آيا بازيگري مثل آنجلينا جولي كه تمام پرده هاي حيا را به عنوان يك انسان در فيلم هايش دريده از نظر اين بازيگران يك الگوست؟ نظرشان در مورد گلشيفته فراهاني كه در فيلم تازه اش، خورشت مرغ و آلو صحنه هاي بوسيدن هنرپيشه ي مرد فيلم را دارد چيست؟ 
4. بخشي از گناه شرايط فعلي سينماي ايران به گردن كساني است كه دغدغه ي فرهنگي دارند اما همت كار هنري ندارند. تجربه نشان داده هيچ گاه با دشنام دادن كاري درست نمي شود. وقتي BBC عليه شخصيت والاي امام خامنه اي مستند مي سازد و ما هيچ پاسخ تصويري مناسبي نداريم، وقتي در سيما و سينماي امروزمان بايد با ذره بين دنبال فيلم مذهبي بگرديم، اين يعني ايها المومنون تنگه ي احد امروز كشور ما حوزه ي هنر است!


سينماي ايران فاحشه خانه نيست. سينماي ايران مسجد هم نيست. سينماي ايران خرمشهر در اشغالي است كه جهان آرا ندارد!!!

یک تجربه ی شخصی

این یک تجربه ی شخصی است:

هیچ چیز در این دنیا به اندازه ی دفاع از ولایت، انسان را آبرومند نمی کند!

اگر باور نمی کنی، این موضوع را از "حر" بپرس !!!

 

پی نوشت: امروز دفاع از ولایت فقیه، دفاع از ولایت امام زمان (عج) است. 

 

 

آه امام موسي صدر

تصاوير لحظات دستگيري معمر قذافي، داغ ترين خبر اين روزهاي جهان است. تصاويري كه عبرت هاي بسياري در خود دارد:

1. در روزگار عجيبي زندگي مي كنيم، روزگار سقوط ديكتاتورها! در فاصله چند سال گذشت صدام، بن علي، مبارك و اين آخري هم قذافي، دومينو وار از صفحه ي سياست جهان پاك شدند. دومينويي كه هر لحظه بر سرعتش افزوده مي شود.

2. بن علي فرار كرد، مبارك زنداني شد و قذافي كشته شد. به نظر مي رسد هرچه ديكتاتوري بيشتر در مقابل اين موج بيداري اسلامي قد علم كند و هرچه بيشتر شاخ و شانه بكشد و تهديد كند، سخت تر در هم مي شكند. بايد منتظر سرنوشت علي عبدالله صالح بنشينيم!

3. سال گذشته در همين روزها چه كسي فكر مي كرد بن علي تخت حكومتش را در تونس از دست بدهد، مبارك پشت ميله هاي زندان درد بكشد و قذافي را با آن همه دبدبه و كبكبه از سوراخي بيرون بكشند و بكشند! شايد سال آينده اين موقع مستكبرين عالم هم در آمريكا و اروپا از بين رفته باشند. 

4. هرجا حوزه ي نفوذ عربستان كمتر بوده (تونس، مصر و ليبي) انقلاب ها زودتر به پيروزي رسيده اند و هرجا حضور عربستان پررنگ تر بوده (بحرين، يمن و اردن) انقلابيون با مشكلات بيشتري براي پيروزي مواجه شده اند. در صورت مرگ ملك عبدالله بيمار، بي ترديد تحولات تازه اي در اين كشورها رخ مي دهد.


امواج انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خامنه اي عزيز هر روز بيشتر از روزهاي قبل كشورهاي مختلف جهان را تحت تاثير قرار مي دهد. به راستي اگر در دفاع مقدس هشت ساله جوانان اين سرزمين تن هاي خود را سپر گلوله نمي كردند و  اگر در دفاع مقدس هشت ماهه، ملت، توهم فتنه گران را در هم نمي شكستند آيا امروز  در سرتاسر عالم  كسي جرات الله اكبر گفتن را داشت؟


پي نوشت 1: نحوه ي كشتن قذافي به چند دليل ناراحت كننده بود. اول آنكه رازهاي بسياري و از جمله سرنوشت امام موسي صدر با مرگ قذافي، دفن شد. دوم آنكه از نگاه اسلام هر شخصي هر چقدر هم كه جنايتكار باشد در صورت اسير شدن حقوقي دارد و نمي توان يك اسير را بدون برگزاري دادگاه، اعدام صحرايي كرد و نكته ي آخر اينكه چنين كشته شدني حس ترحمي را در دل بينندگان برمي انگيزد كه قذافي با آن همه جناياتش لايق آن نبوده و نيست.

پي نوشت 2: شايد در آن لحظات آخر، معمر قذافي به ياد روحاني خوش چهره اي افتاد كه سال ها پيش ظلم بزرگي را در حقش كرده بود. آه امام موسي صدر بالاخره دامن فرعون ليبي را گرفت !